تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
( 5 ) پس نبايد بهر ايندنياى فانى اعتماد * ( خانه‌ها را سوخت كز آنها نمانده جز رماد ) ديدى آنها را كه پيش از تو معيشت داشتند * مال جمع كردند و بر خود عيش و عشرت داشتند داشتند از فقر و بىچيزى كمال اجتناب * مطمئن بودند از فرجام امر و بازتاب در دل آنها درازى داشت عمر و آرزو * دور مىديدند خود را با اجلها روبرو پس چگونه مرگ قاهر بر سر آنها رسيد * ناگهان از خانمان و دودمان بيرون كشيد مأمنش را يكسره كرد از وجودش خاليه * حمل شد در روى تابوت از جهان فانيه حمل مىكردند او را در مناكب « 1 » دوستان * تا كه مىبردند بر آرامگاه جاودان دستها در دسته تابوت محكم برقرار * ( اى دريغا عبرتى بر مردمان روزگار )
اما رايتم الّذين يأملون بعيدا . . . آيا نديديد كسانى را كه آرزوى فراوان داشتند .
( 6 ) ديده‌ايد آيا كسانى را كه در اين دهر دون * آرزوها داشتند افزون به سينه اندرون ؟ ساكنان بودند در كاشانه‌هاى استوار * صاحب دارائى انبوه و مالى بيشمار گشت آخر خانهء ايشان مبدّل بر قبور * زندگى تاراج گشت و شد منغصّ « 2 » عيش و سور ثروت انبوه آنها بعد از آنها نفله « 3 » شد * اى دريغا حال قومى كه زبون و سفله « 4 » شد ( دفن شد در خاك تيره دفتر آمالشان ) * منقسم شد در توارث جملهء اموالشان زوجشان با ديگران كردند عقد ازدواج * ( بهجت ايشان مبدّل شد بنوعى اختلاج « 5 » ) فرصت نيكى گذشت و وقت عبرت سر رسيد * ( معذرت‌ها رفت و هنگام ندامت در رسيد ) ( 7 ) پس كسى كه اهل تقوا بود و مرد پيشتاز * داشت در كردار نيك و رستگارى امتياز چونكه بعد از مرگ ديگر راه توبه بسته است * خوش به حال آن كسى كه از بدىها رسته است پس شما پرهيزگارى را غنيمت بشمريد * اين متاع جاودان را زبده نعمت بشمريد
هامش
( 1 ) دوش‌ها ( 2 ) مكدّر و تيره ( 3 ) ضايع ( 4 ) پست ( 5 ) لرزيدن
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 481 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى