بر فراخى دست يابد ناتوان و دربدر * بارور باشد درختان و گياهان از ثمر
بر مواشى « 1 » خوشتر آيد از گياهان هر چه هست * بهرهور باشندد از آن مردمان دور دست
( آن چنان باشد كه باشد بهر مردم فضل عامّ ) * تا نقاط آفتابى هم بگيرد فيض تامّ
دشت و صحرا و مزارع گيرد از آن ابتهاج * سر برون آرند از غم صاحبان احتياج
زهرخند خشكسالى را بدل سازى به نوش * تا بدان جا كه فراخى پاى گيرد بر وحوش
در اين قسمت از خطبه مولا ( ع ) بارانى از خدا مىخواهد كه پى در پى و درشت دانه باشد آنچنانكه بارش بعدى بارش قبلى را دفع نمايد مراد اينكه دانههاى بعدى دانههاى قبلى را بشويد و با شتاب ببارد و جارى گردد و مزارع را بكلّى سيراب نمايد .
( 9 ) از تو مىخواهيم بارانى پياپى اى خدا * كز ره توفيق پى در پى ببارد از سماء
آنچنان باران كه باران دگر را دافع است * ( از جهات استفاده با شتاب و نافع است )
نيست برقش منفى و پهناى ابرش بىثمر * در نزولش داخل آيد باد سرد بىاثر
نيست ابرش فاقد باران و ميغش ناتوان * از وفور رحمتى در بر ندارد ، ارمغان
تا بدينسان بهرهور گردند قحطى خوردهگان * در فراخى التجاء گيرند سختى بردهگان
همره اين نوع باران ، رحمت و آسايش است * ( بهر قحطى ديدهگان امكان فصل آيش « 2 » است )
چونكه تو وقتى چنين باران فرستى بر زمين * باز گردد مشت ديو نااميدى در كمين
باب رحمت مىگشائى بر جهان زندگى * ( تا بما افزون نمائى اعتقاد و بندگى )
پس تو مىباشى خداوند ستوده ، مهربان * در دل عالم توئى روزى رسان بندگان
ناهيا تقوا و ايمان دل خدا را بستن است * بندگان را ابر رحمت از اميد آبستن است
پايان خطبهء 114 ( استسقاء )
هامش
( 1 ) جمع ماشيه يعنى چهارپايان
( 2 ) مصدرى از آمدن يعنى سالى كه ميوه و برداشت بيشتر باشد )