باشيد .
( 21 ) پس به اعمال نكو تعجيل مبرم لازم است * ( پشت عمر چند روزى مرگ قاهر حاكم است )
بر حذر بايد ز مرگ ناگهانى بر حذر * ( بر سراغ هر كسى خواهد رسيدن بىخبر )
هيچ اميد و چارهاى بر بازگشت عمر نيست * ( آنكه بر اين كار ناممكن وسيلت يافت كيست ؟ )
پس نباشد عمر را امكان رجعت بر كسى * نى چنان كه رجعت روزيست ممكن بر كسى
فوت گردد گر ز رزق و روزى امروز كس * بر زيادت هست فردا احتمال بيش و بس
رفت اگر ديروز از عمر شريف آدمى * ديگر از آن رفته هرگز بر نگردد يكدمى
سعدى عليه الرحمة يكى از مصاديق اين فرمايش على عليه السلام را چنين بشعر در آورده است كه مىخوانيم .
سعديا دى رفت و فردا همچنان معلوم نيست * در ميان اين و آن فرصت شمار امروز را
( 22 ) پس اميد آدمى هر لحظه با آينده است * ( كز ره امّيد بر آيندهء خود زنده است )
ليك نوميدى هميشه با گذشت عمر باد * ( كس نمىگردد بعمر فوت گشته هيچ شاد )
( آل عمران در صد و دو اينچنين دارد بيان * ( معتقد بر اين بيان حقّ ، باشد در امان )
( فاتّقوا اللّه الّذى انتم اليه ترجعون * برنيايد مرگتان الّا و انتم مسلمون )
( يا بتعبير دگر تقوا اميد آدميست * ارزش يك لحظه پيش مرد هشيار عالميست )
ازدياد رزق را امّيد بسيار است و بس * ليك ( ناهى ) عمر رفته بر نگردد هيچ كس
عليك افضل الصّلوات يا امير المؤمنين پايان خطبهء 113