تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
آنزمانكه قحط سالى چون شترهاى نزار « 1 » * ( روبما آورده و ما را نموده بىقرار ) ( كرده ما را از جهاتى ناتوان و دل فكار * زين جهت داريم باران را دو چشم انتظار ) ابرهائى كه همى باران رحمت داشتند * قبل از اين همواره دستان كرامت داشتند بخل ورزيدند اكنون بر زمين و باغ ما * خشك مىگردند يا رب بوستان و راغ ما ليك ، مىباش‌ى اميد مستجيب و ملتبس * جايگاه اخذ حاجتها ، براى ملتمس ( 5 ) وه كه نوميدند از باران رحمت كلّ ناس * از تو مىخواهيم از روى اميد و التماس بسكه افتاده ميان دام اهلى مرگ و مير * جان ما را التفاتا بر عذاب خود مگير ( 6 ) رحمت خود را بما شامل بگردان اى الاه * با وفور آب باران و بهار پر گياه آنچنانكه زنده گرداند زمين مرده را * باز گرداند دوباره خشكسالى برده را
( 7 ) بارالها
از تو مىخواهيم آب سودمند و زنده‌ساز * تا نمايد مردم ما را غنى و بىنياز سير دارنده فراوان ، پاك و نيكو ، خوشگوار * صاف و كامل بس مبارك با نزاكت بهره‌دار تا گياهانرا به آسانى بجنباند ز خاك * سبز و خرّم سازد اوراق نبات و برگ تاك كلّ اشجار و گياهانرا نشاند بر ثمر * ( بهره‌ور گردانى آخر مردمان در بدر ) تا رها سازى ز بدبختى عباد ناتوان * نعمت افزون‌تر نمائى اى خداى مهربان
اللّهم سقيا منك تعشب بها نجادنا . . . امام عليه السلام در اين قسمت استسقاء ، از خداوند ، باران رحمت فراگير مىخواهد تا همه جا را به زير پوشش خود در آورد و فراز و نشيب زمين را سيراب نموده و درختان و گياهانرا ببار بنشاند تا استفاده آن تامّه و عامّه باشد .
( 8 ) طالب آب گوارائيم از تو اى إله * تا بلنديها شود سرسبز و خرّم از گياه نهرها جارى شود از آب باران در نشيب * تا بدانجا كه نگردد جائى از آن بىنصيب
هامش
( 1 ) لاغر