3 آن يكى در بستر مرگ است و تيغى بر پى است * و ان دگر در جستجوى مال و مرگش در پى است
4 آن يكى در وادى اضلال و غفلت خيره سر * آنچنانكه مانده از حشر و قيامت بىخبر
گر چه او را از حساب و بازجوئى غفلت است * ليك دادار قيامت را بغفلت دقّت است
پس جميع اوّلين رفتند و از پى مىروند * ما بقى كه مىرسند ، جمله پياپى مىروند
7 وقت اعمال قبيحه ، حين افعال پليد * هادم لذّات را همواره بر ياد آوريد
و آنچه خواهشهاى نفسى را منغّص مىكند * آرزوها را بريده ، نامشخّص مىكند
8 در بجا آوردن حقّ خداى مهربان * استعانت لازم است از او هميشه - هر زمان
شكر نعمتهاى او را كه نيايد بر شمار * مر شما را واجب آمد در نهان و آشكار
گر نمائى ( ناهيا ) عمرى سپاس كردگار * در بها هرگز نگيرد ، جاى شكر يك انار
گفتار خود مؤلّف ( ناهى )
در سفر باشند دائم كاروانها از عدم * پشت سر هم ، بر جهان زندگانى دمبدم
در سفر مجموعشان حين عزيمت بر جهان * در كتاب و لوح دادارى نيفتند از قلم
آن وجودى كآيد از پشت حجاب نيستى * خالق عالم مر او را پشتبان است از كرم
آنگهى كه آمد و شخصيّت خود را شناخت * دارد او را در وظيفه بانگ تذكار « 1 » هر قدم
تا كه خود داند كه از تاريكدان نيستى * بر جهان زندگانى با چه منظور آمدم
( ناهيا ) اى كاش ما بوديم جزو آن كسان * كز صفا آهوى ايمان و محبّت در حرم
پايان خطبهء 98
هامش
( 1 ) ياد آورى لازم بعنوان پند