تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

خطبهء 98 از خطبه‌هاى آنحضرت ( در بىاعتبارى دنيا و دل نبستن به آن )

( 1 ) حمد بىحد بر خداوند كريم و مستعان * آنكه نعمت بذل فرموده به انسان بيكران در امور خويش از وى استعانت مىكنيم * ( نفس را در قلّت طاعت مذمّت مىكنيم ) همچو بر حفظ عقايد در خصوص دين خويش * جمله از وى استعانت ميكنيم از حدّ بيش از حضورش صحّت اديان خود را طالبيم * آنچنانكه صحّت ابدان خود را طالبيم تا نگردانند ما را بر طريق انحراف * بر وجود ما نيالايند رنگى از خلاف ( 2 ) ( يا عباد اللّه اوصيكم ) به ترك اين جهان * گر چه مايل نيستيد هرگز برفض « 1 » و ترك آن جسمتانرا خواه و ناخواه ميكشاند زير خاك * كهنه و پوسيده سازد قاهرانه در مغاك گر چه خود آن را هميشه تازه‌تر مىخواستيد * ( در بها والاتر از درّ و گهر مىخواستيد ) ( ليك دنيا مىستاند آنچه را كه داده است * در مكامن « 2 » دام تزوير و ريا بنهاده است ) در مثل اهل جهان باشند همچون كاروان * كانتهاى راه مقصد را رسيده ناتوان چون كسانى كه بسرعت راه مقصد مىروند * آخرين منزل همانا سوى مرقد مىروند
اى بسا راننده‌اى كه به قصد هدف مىراند ولى سرنوشت با او چه بازى مىكند نمىداند و چه بسيار كسى كه از اميد گفتگو مىكند در صورتى كه او را براى مفارقت از جهان جستجو مىكنند و انسان بچه چيز دنيا دل بسته است در حالى كه مرگ گريبان او را مىگيرد و راه فرار ندارد . . .
( 3 ) آن كه مركب را همى راند بتندى بر هدف * با چه اميدى شتابان است و عاجل در هدف
هامش
( 1 ) واگذارى ( 2 ) كمينگاهها
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 359 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى