( امّهات « 1 » پاك و آباء نكوى انبياء * داشتند از راه دين پيوند قلبى با خدا )
( هيچ يك بر شرك ، دامانى نيالودند و دست * نيست در انسال ايشان بتتراش و بتپرست )
گر يكى ناگاه از اين دنياى فانى رخت بست * ديگرى آن گه بدون وقفه جايش مىنشست
( 4 ) تا بدانجا كه خداى مهربان و كارساز * بر رخ خير البشر درب نبوّت كرد باز
منصب پيغمبرى را بهر او اعطا نمود * ( بر روان پاك وى از جانب ما صد درود )
رويش او بود در اصلاب پاك انبياء * غرس « 2 » او در متن ارحام نساء پارسا
آن جناب از نسل ابراهيم و هاجر بود و بس * مردمان چون سرب و او مانند گوهر بود و بس
( 5 ) عترت او در اصالت بهترين عترت است * اسرتش هم در نجابت بهترين اسرت « 3 » است
برتر آمد در فضيلت بر جميع انبياء * ( هيچ كس بر او ندارد اوج و سبقت در وفا )
در حرم در بوستان مجد و همّت قد كشيد * ( در بهارستان ايثار و شرافت قد كشيد )
بارور شد بر ثمار سودمند و زودرس * هيچ كس را بر فراز آن ندارد دسترس
شاخههايش بر ائمّه عطف دارد آندرخت * تا بچيند جامعه ، بار هدايت زان درخت
فهو امام من اتّقى و بصيرة من اهتدى . . .
درخشش نور تابناك چهرهء نبوّت ، در ديدگاه منيع امامت ، و اضائهء نور هدايت بر هروان طريق ابديّت .
( 6 ) او براى اهل تقوا رهبرست و پيشوا ( محمد ص ) * روشنى بخش است بر چشمان اهل اهتداء
او كه مصباحيست روشن در بساط اين جهان * اختر پرنور و ساطع در فرازين آسمان
در مثال است آن وجود نازنين آتش زنه * شعلههايش در نظر چون برق ، لمعان ميزنه
راه او رشد و طريق او طريق اقتصاد * سيرت او رهنمائى سنّت او اجتهاد
حكم و فرمانش به اصلاح و درستى استوار * منطق او حقّ و باطل را نمايد آشكار
هامش
( 1 ) مادران
( 2 ) كاشتن
( 3 ) خويشان