خطبهء 94 از سخنان آن حضرت ( در وصف پيمبر اكرم ( ص ) )
( 1 ) بر گزيد او را خداى لا يزال و لا ينام * بهر استحكام مبناى عقيدت بر انام
آن زمانكه بندگان گمراه بودند از سبيل * بىپناه و بىهدايت در طريقى بىدليل
غافل و عاطل گرفتار فساد و اشتباه * ( غرق در بحر جهالت غوطه خورده در گناه )
( ناوك اميال ، در ايشان نشسته در صدور * كاسهء دلهايشان آكنده گشته از غرور )
( 2 ) قلبشان از آرزوها همچو دريا موج داشت * لاشه خوار كبر و نخوت در بلندى اوج داشت
جهل و استخفاف ، ايشانرا سبكسر كرده بود * كثرت لغزش پريشان و مكدّر كرده بود
علمشان را جهل و نادانى تنزّل داده بود * فهمشانرا بت پرستى با غرور اندوده بود
ECNASSIANER
( رنسّانس ) يا تجديد حيات
در چنين روزگاريكه بشر غافل در طريقى باطل ، دور از حقيقت و شأن انسانيّت قدم ميزد آن حضرت كوشش فرمود ، از طريق نصايح سودمند و مواعظ ارزشمند كه ايشانرا بسوى حكمت و دانش رهنمون بود ، دعوت نمود تا بدين اسلام بگروند و از بدبختى برهند .
آن گرامى جان محمّد ( ص ) در طريق و راه حق * جهد و كوشش داشت تا در جان و تن بود از رمق
سوى حكمت خواند و دانش از طريق پند نيك * ( قلب ايشانرا گره زد با خداى لا شريك )
( آنكه در پيوند دلها با خداوند عامل است * اوّلين شخصيّت عالم رسول ( ص ) عادل است )
تا حديث دلنواز و پاك تجديد حيات * بر ميان آمد دوباره ( ناهيا ) بعد از ممات