( 7 ) پس خداوند آن زمان او را به امّت برگزيد * كز فواصل بادهاى تند فترت ميوزيد
از حقيقت منحرف بودند مردم آنزمان * ( غافل از روز مجازات و سراى جاودان )
بارى سبحان بطيب انبعاث آن جناب * پاى ايشان را برون كرد از خلاب و منجلاب
على عليه السّلام ضمن اينكه از طلوع شمس منير نبوّت از پشت كوههاى دوران فترت ، و اعلام ارزشهاى واقعى عصارهء خلقت ، بياناتى فرموده تصوير روشنى از دور نماى محروميّتهاى دوران فترت را در چشم انداز اصحاب خود قرار داده ، و ايشان را با ملاطفت ، به عمل دعوت مىفرمايد تا بلكه نتيجهء گفتار در كردار تجسّم يابد .
( 8 ) ( از مواعظ آنچه لازم بود گفتم بر شما * در حقيقت ضمن آنها درّ سفتم بر شما )
بندگانا بر عمل توفيق خواهيد از خدا * طبق اثار و روال انبياء و اولياء
چون كه ايشانند مصباح هدايت بر انام * مىكنند آئينهء دل را اضائت در انام
نور مىپاشند بر راه هدايت مستدام * راه را هموار مىسازند تا دار السّلام
در سرائى زندگى داريد كه تمام امكانات براى كسب رضاى خدا و تحصيل آخرت بر شما ميسور است پس بينديشيد و از فنا به بقا توشه اخذ نمائيد :
( 9 ) در سرائى زندگى داريد كز روى فراغ * هست بهر آخرت بازارهاى گرم و داغ
( پس در اين دنياى فانى مر شما را فرصت است * گر ز فرصت دست برداريد جاى غفلت است )
دفتر اعمال اكنون مر شما را بسته نيست * كاتب اعمالتان در ضبط آنها خسته نيست
در بدنها جلوهء صحّت جلى و روشن است * عندليب نغمه پرداز زبان ، در گلشن است
توبهها مسموع و راه بازگشتى ، بازتر * ( نو عروس بزم عيش و زندگى ، پر نازتر )
كردهها مقبول درگاه خداى لا يموت * ( در ته خوان معيشت بيش يا كم برگ و قوت )