فرموده بدون نمونهء موجود و ظاهر ، و اختراع نموده بدون استمداد از استاد ماهر .
( 2 ) مبدع خلق جهانست ، آن خداى مقتدر * خالق جان و روان است آن خداى مقتدر
خلق كرده عالمى را بىنمونه ، بىمثال * اختراع فرموده آنها را بدون امتثال
وارث آنهاست طول هر زمان و هر مكان * ( آنزمان كه عمرشان پايان پذيرد در جهان )
اوست رزّاق همه ، از به دو خلقت تا اجل * ( خالق كلّ خلائق طىّ و حى مستدل )
در رضايش مىشتابند ابر و ماه و آفتاب * ( سير دارند آنچنانكه كهكشانها با شتاب )
بر مراد او همى چرخند جمله ، در مدار * ناگزيرانند ، و در امرى ندارند اختيار
تازهها را كهنه مىسازند با اين سيرها * دورها نزديك مىگردند با اين سيرها
( پير گردد هر جوان ، با سير آنها يك بيك * مىشتابند از جهان ، تنها و جانها يك به يك )
قسم ارزاقهم و احصى آثارهم و اعمالهم و عدد انفاسهم و خائنة اعينهم .
آفريدگار جهان ، ارزاق خلائق را قسمت فرموده ، و آنچنانكه از كيفيّت آثار و اعمالشان با خبر است بر عدد انفاس و خيانت ابصارشان نيز حضور دارد .
( 3 ) خالق عالم خداوند رئوف و مهربان * رزق مخلوقات را تقسيم كرده بينشان
باشد از مجموعهء اعمال آنها با خبر * و ر خطائى سر زد از ايشان نهانى از بصر
از خلايق پيش روى او عيان است هر اثر * مىشمارد عدّهء انفاس شانرا سر بسر
( پيش چشم او عيان آشكار است هر نهان و آشكار * در حضور واجب ، از ممكن نباشد استتار )
واقف از اسرار پنهان است و وضع مضمرات * داند احوال اجنّه « 1 » در بطون امّهات
اختيار اوست مخلوقات عالم را زمام * داند اسرار خلائق را زاوّل تا ختام
كاين يكى را در كجا مستودع است و مستقرّ * و آن يكى را از چه باشد اخذ رزق مستمرّ
( 4 ) آن خداوندى كه با اين فرط مهر و رحمتش * برگرفته دشمنانش را عذاب نقمتش
هامش
( 1 ) جنينها