خطبهء 72 از سخنان آن حضرت است كه در بصره راجع به مروان ابن حكم فرموده
. گفتهاند چون مروان ، در جنگ جمل اسير گشت ، امام حسن و امام حسين عليما السّلام را نزد امير المؤمنين شفيع قرار داد پس آن دو بزرگوار عرض كردند يا امير المومنين مروان با تو بيعت مىكند . حضرت فرمود آيا او بعد از قتل عثمان با من بيعت نكرد ؟
( 1 ) او مگر بيعت يكى قبل از وقوع اين نبرد * در قبال قتل عثمان ابن عفّانم نكرد ؟
( او پس از تثبيت آن باز اوفتاده در شقاق * نيست پس در بيعتم پيمان شكن را اتّفاق )
حاجتى بر بيعت آنم نباشد هيچگاه * اوست در اين بيعت عامّه ذليل و روسياه
او زبون و سست پندار است و عهدش اهون است * بيعتش چون بيعت مرد يهودى با من است
گر بدستم آشكارا دست بيعت بر نهاد * بر چنين بيعت نبايستى نموده اعتماد
( 2 ) ( من سخن را اندرين گفتار كوته مىكنم * تا شما را از يكى اخبار آگه مىكنم )
بهر مروان حكم عمر امارت كوته است * اين خيانت پيشه را طول خلافت كوته است
آنچنان كوته كه در طىّ مرور آن زمان * توله سگ يك بار ليسد انف خود را با زبان
( يكصد و سى روز امارت داشت مروان بعد از آن * رفت از دنياى فانى در قبال كاروان )
( 3 ) ( بود او را چار فرزند شرور و هر چاهار * يافتند آخر بنوبه بر امارت افتخار )
( زود باشد مردم از مروان و فرزندان او * لا جرم خواهند شد با روز احمر رو به رو )
نام چهار فرزند مروان ابن حكم و چهار فرزند عبد الملك ابن مروان كه بنوبت امارت يافتند در شرح نهج البلاغه آمده است .
( نام فرزندان او را در سيه برگى نوشت * منشى آزرم جو و كاتب نيكو سرشت )