تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩

خطبهء 51

از سخنان آن بزرگوار ( آنگاه كه لشكر معاويه در جنگ صفّين بر اصحاب آن امام عزيز پيشى جسته ، راه ورود به آب فرات را بتصرّف در آورده ايشان را از برداشتن آب مانع گشتند
( 1 ) لشكر ابن ابو سفيان شما را طالبند * بهر ايجاد فضاى جنگ و ايذاء « 1 » راغبند گر نجنبيد و نپرهيزيد ، سختى پيش روست * ( با چنين وضع پريشان تيره بختى پيش روست ) بسته شد بر رويتان از خصم بدخو راه آب * مر شما را واجب آمد در دفاع از خود شتاب يا شجاعت را رها كرده بخوارى تن دهيد * پس در اين صورت عقول خود بخفّت مىنهيد يا سيوف خويش را سيراب سازيد از دماء * تا رها سازيد جان خويشتن را از ظماء « 2 »
امام عليه السلام با اين كلمات دلنشين مىخواهد وجدانهاى خفتهء ايشان را بيدار سازد و بال‌هاى انديشهء شان را تقويت بخشد تا سبكبالانه در فضاى حقايق پرواز نمايند لذا مىفرمايد : مرگ بر شما ، آن وقت وارد است كه با ابطاء و درنگ در آمادگى بجنگ ، مغلوب دشمن شويد . و حقيقت زندگى در مرگ شماست آنگاه كه با شجاعت به ميدان جنگ عزيمت نمائيد .
( 2 ) پس شما را مرگ ، مغلوبيّت است و انهزام * گر نداريد همّتى شايان و محكم بر قيام زندگى را بر شما آن وقت معنى كامل است * كاعتبار چيره گشتن را بدشمن شامل است زندگى در مرگ باشد گر بدشمن چيرگيست * ورنه اين نعمت سراسر ذلّت و بيچارگيست ( 3 ) جمع كرده ابن بو سفيان گروهى از غوات « 3 » * پيرو ديرين نسر و تابع لات و منات
هامش
( 1 ) ايذاء اذيّت كردن ( 2 ) ظماء تشنگى ( 3 ) غوات گمراهان