تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
نيست نزديكى او بر خلق عالم آنچنان * كاحتمال يك تساوى وى رفته باشد در ميان عقلها را كرده از حدّ صفاتش بىخبر * و همها را ساخته از كنه ذاتش بىخبر در شناسائى خويش امّا به حدّ اكتفاء * عقل‌ها را گشته از روى تفضّل رهگشا ذات او عين صفات است و صفاتش عين ذات * زين جهت او را نباشد انتهائى در صفات عقل‌ها هر چند بر كنه وجودش پى نبرد * ليك از آثار او معدود چندى بر شمرد ( در شناخت آنجا كه دارد بين احزاب اختلاف * كرده از روى تحرّى بر وجودش اعتراف ) پس خداوندى كه آثار وجودش ظاهر است * مورد تأييد قلبى كه به ظاهر منكر است ( آن كسى كه بهر او انكار دارد در برون * طبق آثارى بهش اقرار دارد در درون ) پس منزّه باشد از اقوال پست و ناروا * آن كه از ادراك او دارند اوهام انزواء طاير انديشه را در اين بلندى پر شكست * ( ناهيا ) برگشت آخر شرمسار و سرشكست
پايان خطبهء 49