تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

خطبهء 21 از فرمايشات آن حضرت ( راجع به مرگ و قيامت )

( دور نمائى از يوم التّناد و ترسيمى از مرگ و قيامت )
( 1 ) آخر و پايان ، شما را هر چه باشد ميرسد * جنّت عظمى و دوزخ نيك يا بد ميرسد هر كسى در عمر ، با پايان كارش روبروست * آنچه خواهد ديد چون فردوس و دوزخ پيش روست مرگ در پشت حجاب است و قيامت پشت آن * سوق مىگردد بسوى اين دو پشتى كاروان ( مرگ يا روز قيامت هر دو وارد گشتنى است * نسل‌ها نوبت بنوبت اين جهانرا هشتنى است ) ( 2 ) خويشتن را با سبكبالى بپرواز آوريد * جان خود را با هزار ايثار دمساز آوريد بهتر است او زار « 1 » سنگين بر زمين بگذاشتن * نام خود را جزو نيكان ، بر سماء افراشتن ( با تلاش و اجتهاد از طالبين حق شويد ) * با سبكبارى بخيل كاروان ملحق شويد ( كاروانها از شما رفتند و دارند انتظار * تا بگيرند آزمندانه شما را در كنار ) آنكه اوّل رفته دارد آخرى را انتظار * تا كه گرد آئيد جمعا در حضور كردگار آن زمان ، بر مجمع عالم معاد و محشر است * پيشگاه عدل و داد كردگار اكبر است
سيّد رضى رحمة اللّه عليه مؤلّف نهج البلاغه گويد ، اين كلام بعد از كلام اللّه تعالى و كلام رسول ( ص ) با هر كلامى سنجيده شود با تفوّق و رجحان از آن پيشى مىگيرد .
( بهر نسل آدمى تأليف عالى زد رقم * يارمان سيّد رضى تأليف كار محتشم ) اين چنين فرمود در وصف كلام بوتراب * جملگى در موقعيّت ، اهل عالم را خطاب ) گر بسنجند اين سخن با صد كلام ديگرى * با كمال حسن بر مجموع دارد برترى
هامش
( 1 ) اوزار بارها