تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
حسن مجتبى عليه السلام روايت شده كه در آن سخنى از منافقان و كافران نيست ، يا دو سوره جعلى خلع و حفد را كه از عمر روايت شده است و ذكر آنها خواهد آمد ، مىآموزند . ترك قنوت در زمان بنى اميه بسيار رايج بود و بغض آنان از اين عمل عبادى ، شديد بود . آنان شايع كرده بودند كه قنوت ، يك عمل شخصى از جانب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و تنها يك ماه ادامه داشت و خداوند ايشان را از ادامه آن نهى فرمود و يا مىگفتند كه در اصل ، مشروع بود و پس از مدتى نسخ شد و الآن بدعت و حرام است . ابو مالك اشجعى از پدرش چنين روايت مىكند : « پشت سر رسول خدا و ابو بكر و عمر و عثمان و على نماز مىخواندم ، اما نديدم هيچ كدام قنوت بخوانند . پسرم ! قنوت بدعت است . » « 1 » اين روايت خود دليلى است كه قنوت نيز در دستور حذف قرار گرفته بود . ابن حزم ظاهرى ، فقيه سنى در پاسخ اين ادعا كه قنوت بدعت است مىگويد : اين روايت دليل بر نهى از قنوت نمىشود ، زيرا روايات صحيحى نيز وجود دارند كه دلالت بر انجام آن مىكند ، بنا براين هر دو روايت صحيح است و در نتيجه ، قنوت جايز خواهد بود . . . و اين سخن پدر ابو مالك اشجعى كه مىگويد : « قنوت بدعت است » صحيح نيست ، زيرا او مىگويد : « من نديدم قنوت بخوانند » ، پس سخن كسانى كه مىگويند ما ديديم آنان قنوت مىخوانند مقدم است و خودشان نيز از پدر ابو مالك افضل هستند . . . و اما نظر ابو حنيفه و پيروانش كه مىگويند : « در هيچ نمازى جز نماز وتر قنوت خوانده نمىشود و قنوت در نماز وتر در تمام سال سنت است و هر كس آن را ترك كند بايد دو سجده سهو به جا آورد » و نيز قول مالك كه مىگويد : « ما هيچ يك از صحابه و تابعين را نديديم كه قنوت بخوانند » و قول شافعى كه بين قنوت در نماز صبح و قنوت در
هامش
( 1 ) . سنن نسائى ، باب ترك قنوت