خودش نيز مانند او خواهد بود . » « 1 » وى در توجيه عمل خود همچنين گفته است : « ما از قدرت و نيروى منافق استفاده مىكنيم و گناهانش نيز مربوط به خودش است . » « 2 » گر چه گروهى همچون بيهقى با بيان اين نكته كه منافقان زمان عمر بن خطاب اهل مدارا بودند خواسته است عمل وى را توجيه كند ، اما اين سخن وى از طرف بخارى ، محدث بزرگ سنّيها كه در زمان خلافت متوكل عباسى مىزيست ، بى پاسخ نمانده است . وى مىگويد : « منافقان زمان جناب خليفه ، عمر ، به خاطر باز بودن دستشان بسيار وقيح متجاهر به فسق بودند و حذيفة بن يمان كه صاحب سرّ رسول خدا بود ، با صداى بلند زنگ خطر را به صدا در آورد و اعلام نمود كه منافقان امروز ، شرورتر و خطرناكتر از زمان رسول خدا هستند ، زيرا در آن زمان مخفيانه توطئه مىكردند ، ولى امروز علنى و آشكارا عمل مىكنند . » « 3 » متأسفانه اين روند و اين خشت كج ادامه يافت و در زمان عثمان ، خليفه سوم به اوج خود رسيد تا جايى كه وى به خاطر به كار گماشتن بستگان خويش كه سابقه عداوت با اسلام داشتند و به دليل شدت اعتراضات عمومى جان خود را از دست داد و نيز آنچه موجب شد على عليه السلام به موفقيت نرسند و نتوانند آن گونه كه لازم مىدانستند عدالت را اجرا كنند ، قدرت يافتن همين منافقان بود ، كسانى مانند معاويه و عمر و عاص مردم را فريفتند و با هزينه كردن پولهاى فراوان و تبليغات بسيار ، مردم را از راه حق منحرف كردند و سرانجام ايشان و فرزند گراميش ، امام حسن مجتبى عليه السلام را از خلافت محروم كردند و به شهادت رساندند . به يقين مىتوان اين جنايات را از ثمرات شوم تسلط كفر صفتان مسلماننما بر مقدرات مردم و جامعه اسلامى دانست .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 5 ، ص 761
( 2 ) . همان ، ص 761
( 3 ) . صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 100