تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
امام نيست بر من و بر كسانى كه معتقد نيستند لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم باشد ، صاحب مجلس گفت خداوند به تو جزاى خير دهد و به كسانى كه از تو سعايت مىكنند لعنت و نفرين نمايد . موسى بن جعفر عليهما السّلام فرمود : مطلب آن طور نيست كه تو گمان كرده‌اى و رفيقت بيشتر از تو مىفهمد او گفت موسى امام نيست ، يعنى كسى كه نزد تو امام است موسى غير از او است و او هم امام مىباشد و او به اين گفتارش امامت مرا اثبات كرده و امامت غير مرا نفى كرده است . اى بنده خدا از كجا دانستى كه او نفاق مىكند اينك توبه كنيد و از اين اتهام دست برداريد ، در اين هنگام آن مرد فهميد چه گفته و اندوه او را فرا گرفت ، و گفت : يا ابن رسول اللَّه من مالى ندارم تا او را راضى كنم ، ولى مقدارى از عبادت‌ها و صلوات بر اهل بيت و لعنت بر دشمنان آنها را به او مىدهم ، امام عليه السّلام گفت : اكنون از آتش بيرون شدى . 29 - مردى خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيد و گفت : يا ابن رسول اللَّه امروز چيزى ديدم كه از آن در شگفت ماندم فرمود : آن چيست عرض كرد : مردى با ما زندگى مىكند و خيال مىنمايد كه از دوستان آل محمد است و از دشمنان آنها بيزارى مىجويد . امروز او را مشاهده كردم كه جامه‌هاى خلعتى در بر كرده و او را در بغداد مىگردانند ، و منادى فرياد مىزند اى گروه مردمان توبه اين رافضى را بشنويد ، بعد به او مىگويند بگو بهترين مردمان بعد از رسول خدا ابو بكر است . هنگامى كه آن مرد اين را مىگويد مردم صيحه مىزنند و مىگويند او توبه كرده و ابو بكر را بر على بن ابى طالب فضيلت مىدهد ، امام رضا عليه السّلام فرمود : هنگامى كه پيرامون من خلوت شد بيا و بار ديگر اين حديث را تكرار كن ، و او بعدا برگشت و جريان را تكرار كرد . امام رضا عليه السّلام فرمود : من سخنان او را در نزد آن مردم وارونه تفسير نكردم كه آنها مقصود را دريابند و بعد او را بشناسند و آزار و اذيت كنند ، آن مرد نگفت