تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
از گفته‌هاى اين مرد جز موافقت با آن آدم ناصبى زورگو چيز ديگرى نديديم . امام عليه السّلام فرمود : اگر شما مقصود او را درك نكرديد ما دانستيم او چه مىگويد و خداوند هم از وى تقدير مىكند ، دوستان ما دوستان دوستان ما مىباشند ، و با دشمنان ما دشمنى مىكنند ، خداوند دوستان ما را به وسيله مخالفان در معرض آزمايش قرار مىدهد و او را موفق مىكند تا جوابى به او بدهد كه عرض و دينش سالم بماند ، و با حفظ تقيه پاداش او را مىدهد . اين شخص گفت : هر كس يكى از آنها را عيب‌جوئى كند لعنت خدا بر او باد ، مقصود از آن يك نفر امير المؤمنين على عليه السّلام مىباشد ، در نوبت دوم گفت : هر كس به يكى از آنها اعتراض كند و يا او را فحش دهد لعنت خداوند بر او باد . او راست مىگويد زيرا هر كس به يكى از آنها عيبى وارد كند بر على عليه السّلام عيب وارد كرده است و هر گاه از على عيب‌جوئى نكند از على هم عيبى نگرفته است و او را مورد مذمت قرار نداده ولى بعضى از آنها را عيب گرفته است . حزقيل مؤمن هم با فرعونيان اين گونه مناظره داشت در آن هنگام كه او را در نزد فرعون متهم كرده بودند ، حزقيل فرعونيان را به يكتاپرستى و نبوت موسى و تفضيل محمد صلى اللَّه عليه و آله به همه پيامبران و تفصيل على عليه السّلام و ائمه با ساير اوصياء دعوت مىكرد ، و آنها را وامىداشت كه دست از ربوبيت فرعون باز دارند . حاسدان به فرعون گزارش كردند كه حزقيل مردم را به مخالفت با شما دعوت مىكند ، و با دشمنانت بر ضد تو فعاليت مىنمايد فرعون گفت : او پسر عمو و جانشين من هست ، اگر آن طور است كه شما مىگوئيد او مستحق عذاب مىباشد زيرا وى كفران نعمت مرا كرده است ، اما اگر دروغ بگوئيد شما استحقاق عذاب خواهيد داشت كه او را متهم كرده‌ايد . حزقيل را نزد فرعون آوردند و آنهائى كه او را متهم كرده بودند در مجلس حاضر كردند ، به حزقيل گفتند : تو ربوبيت فرعون را منكر هستى و نعمت او را كفران مىكنى ، حزقيل گفت : اى ملك آيا تا حالا از من دروغى مشاهده كرده‌اى گفت خير نديده‌ام .
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 95 | العلامة المجلسي / عزيز الله عطاردى