تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
سوگند به خداوندى كه جز او خدائى نيست هر كس به خداوند حسن ظن داشته باشد خداوند هم با حسن ظن او با وى رفتار مىكند ، زيرا خداوند خود كريم است و خيرات هم در دست او مىباشد و او شرم دارد از اينكه بندهء مؤمن به او حسن ظن داشته باشد و او آن بنده را نااميد كند ، اينك به خداوند حسن ظن داشته باشيد و به او روى آوريد . 62 - رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : شما قبل از اينكه از دنيا برويد به خداوند حسن ظن پيدا كنيد ، زيرا حسن ظن بهاى بهشت مىباشد . 63 - اسحاق بن عمار گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : در بنى اسرائيل پادشاهى بود ، و آن پادشاه يك قاضى داشت و آن قاضى را برادرى بود راستگو كه زنش پيامبرانى را به دنيا آورده بود . پادشاه خواست مردى را براى حاجتى بفرستد ، به قاضى گفت : مرد مورد اطمينانى را براى من طلب كن تا او را به جايى بفرستم قاضى گفت : مردى را مانند برادرم قابل اطمينان نمىدانم او را نزد خود طلب كرد تا به پادشاه معرفى كند . آن مرد از اين پيشنهاد امتناع كرد و به برادرش گفت : من نمىخواهم زن خود را بىسرپرست بگذارم ، ولى او گفت : بايد اين كار را انجام دهى ، او هنگامى كه مشاهده كرد برادرش اصرار دارد گفت : من اين كار را انجام مىدهم ولى زنم نزد من بسيار اهميت دارد ، اكنون او را به تو مىسپارم و امور او را سرپرستى كنيد گفت : باشد قبول مىكنم . آن مرد به طرف مأموريت خود رفت ولى زنش از مسافرت او كراهت داشت ، قاضى نزد زن برادرش مىرفت و حوائج او را انجام مىداد ، يكى از روزها او را به اطاعت از خود فرا خواند و او را به انجام عمل فحشاء دعوت كرد ، ولى زن امتناع نمود . قاضى گفت اگر خود را در اختيار من قرار ندهى به شاه اطلاع مىدهم كه تو مرتكب عمل بدى شده‌اى ، او هم گفت : هر چه مىخواهى بكن ، من خواسته شما را اجابت نخواهم كرد ، قاضى نزد شاه آمد و گفت : زن برادرم مرتكب فساد شده
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 83 | العلامة المجلسي / عزيز الله عطاردى