خود راند چيزى كه در نزد خداوند كوچك باشد پيامبر هم او را كوچك مىداند ، دنيائى كه در نظر خداوند ارزش و اعتبارى ندارد پيامبر او را ارزش نمىدهد و گراميش نمىدارد .
خداوند دنيا را ناچيز مىداند و رسول هم او را ناچيز تلقى مىكند و او را زياد نمىداند ، اگر خداوند از حقارت آن به شما چيزى نگفته باشد مگر اينكه خير دنيا را پاداش براى نيكوكاران و عقوبت براى بدكاران قرار داده همين خود در حقارت دنيا كفايت مىكند .
يكى از دلائل پستى دنيا آن است كه خداوند متعال آن را از دوستان خود باز داشته است و اولياء اللَّه به دنيا گرايش پيدا نمىكنند و آنها از روى اختيار و درك آن را قبول نمىكنند ، ولى براى دشمنان به جهت امتحان و آزمايش عطا كرده است و محمد صلى اللَّه عليه و آله را از گرايش به آن گرامى داشت .
رسول خدا از گرسنگى سنگ بر شكم خود مىبست و موسى عليه السّلام را كه با خدا سخن مىگفت از دنيا بازداشت بطورى كه سبزىها از داخل بدنش ديده مىشدند چون آن جناب لاغر بودند و گوشت در بدن نداشتند .
يكى از روزها به سايهاى رسيد و در آنجا قرار گرفت و از خداوند غذائى خواست تا سد جوع كند ، در روايت آمده كه موسى فرمود : خداوند به او وحى كرد هر گاه ديدى مال و ثروت به طرف شما مىآيد بدان گرفتار گناه شدهاى و در نظر مىباشد كه عقوبت شوى و هر گاه ديدى فقر به طرف تو آمد بگو خوش آمدى اى شعار نيكان .
عيسى عليه السّلام كه روح خدا و كلمه او مىباشد گفت : خورش من گرسنگى و لباس من پشمى و شعار من خوف و چهار پايم دو پاى خود و چراغم در شبها ماه و ميوه من آن چيزهائى است كه خداوند براى چهارپايان رويانيده است من شب به خواب مىروم و چيزى ندارم و كسى بىنيازتر از من نمىباشد .
سليمان بن داود عليه السّلام با آن همه عزت و شوكت كه خداوند به او داده بود و پادشاهى مىكرد نان جو مىخورد و به مادرش نان گندم مىداد ، هنگامى كه شب فرا
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 548
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٤٨