آرزوهاى دنيا همهاش دروغ مىباشند و هوسهاى آن باطل هستند ، هر چه در دنيا صاف به نظر مىرسد در حقيقت تيره مىباشند ، فرزندان آدم روى زمين در مخاطره زندگى مىكنند يا نعمتها را از دست مىدهند و يا گرفتار مصيبت مىگردند و يا در بلاهاى سخت نابود مىشوند و يا در چنگال مرگ گرفتار خواهند شد .
زندگى دنيا تيره و تار است براى كسانى كه عقل و درك دارند ، دنيا آنها را از حال خود مطلع كرده است در صورتى كه آن را دريافته باشند ، اگر خداوند خالق و آفريننده هم از اوضاع و احوال دنيا سخن نمىگفت و مردم را از آن آگاه نمىكرد و مثلها نمىآورد و مردم را به زهد و ترك دنيا دعوت نمىفرمود : باز حوادث آن مردم را بيدار مىكرد .
گردش روزگار و حوادث ايام زندگى دنيا را روشن مىكند مصيبتها و گرفتاريهائى كه در دنيا پيش مىآيد همه را از خواب غفلت بيدار مىكند و ستمكاران را پند مىدهد و همه را روشن مىكند تا حقيقت جهان را دريابند و گول نخورند .
اما خداوند در باره دنيا سخن گفته و مردم را از گرايش به آنها نهى كرده است و با آيات روشن و مسائل درست مردم را بصيرت داده و حقيقت را براى آنها واضح كرده است و ديگر براى كسى شكى و شبههاى باقى نگذاشته و همه آگاه شدهاند .
دنيا در نزد خداوند هيچ ارزش و اعتبارى ندارد و قدر و منزلتى براى آن نمىباشد و از آيات و اخبار معلوم است خلقى مبغوضتر از دنيا در نزد خداوند نيست و از هنگامى كه دنيا را آفريده به آن توجه نكرده است .
دنيا با كليدها و گنجهاى خود بر حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله ظاهر شد و در اختيار آن حضرت قرار گرفت بدون اينكه از آخرت آن جناب چيزى كاسته گردد ، رسول خدا دنيا را با هر چه در آن هست قبول نكرد و اعراض نمود .
رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله مىدانست كه خداوند دنيا را مبغوض مىدارد او هم دنيا را از
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 547
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٤٧