در اينجا سخت نادم مىشود و حسرتش زياد مىگردد و مصيبت او بزرگ مىشود لحظههاى مرگ فرا مىرسد و آن لحظهها را هرگز نمىتوان وصف نمود .
دستهاى ديگر قبل از اينكه موفق شوند و بتوانند كارى انجام دهند و به مقصود خود برسند گرفتار مرگ مىشوند ، در حالى كه گول دنيا را خوردهاند با غم و اندوه آن را ترك مىگويند و به حاجت خود نمىرسند و اميدها را از دست مىدهند ، اين هر دو گروه بدون زاد جهان را ترك مىكنند و در جايى قدم مىگذارند كه قبلا خود را آماده نكردهاند .
از دنيا سخت بترسيد و از آن احتياط كنيد ، غم و اندوه زياد به خود راه ندهيد چون يقين داريد كه دنيا فانىشدنى مىباشد و پايدار نيست ، از هر چه بيشتر خوشحال هستيد بيشتر از آن احتياط كنيد ، زيرا هر كس از كارى بيشتر خوشش مىآيد ممكن است از همان جا بيشتر ناراحتى مشاهده كند .
هر گاه از كارى كه برايش پيش مىآيد و از آن ابراز سرور مىكند و او را براى خودش موفقيت مىداند ممكن است همان كار موجب نكبت و خوارى او گردد و اوضاع و احوال زندگى او را به عقب برگرداند و سودى از آن نبرد ، ممكن است از آن پيش آمد قدمهائى به جلو بردارد ، ولى بعد از آن مطالبى پيش آيد كه بار ديگر به عقب برگردد .
كسانى كه در دنيا خوشحالى مىكنند گول خوردهاند ، آنچه براى دنيا نافع است در واقع زيان مىرساند ، وسعت و رفاه در دنيا به گرفتارى و مصيبت پيوند دارد و زندگى دنيا به فناء و نيستى مربوط مىباشد ، خوشحالى دنيا با حزن و اندوه آميخته و آخرين غمهاى دنيا آدمى را به ضعف و سستى مىكشاند .
دنيا را مانند زاهدى بدان كه مال دنيا را ترك گفته و به آن از ديده كسى كه به دنيا با علاقه مىنگرد نگاه مكن ، بدان اى انسان دنيا ساكنان خود را به ترس و وحشت مىاندازد و كسانى كه با آرامى و خوشى در آن زندگى مىكنند به مصيبت و سختى مىكشاند هر چه از دست رفت ديگر بر نمىگردد و نمىداند در آينده چه خواهد شد تا از آن جلوگيرى كند .
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 546
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٤٦