تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
در اينجا جنين در شكم مادرش مىباشد او غذا مىخورد ولى بول و غائط ندارد و چيزى از او دفع نمىگردد . در اين جا نصرانى مضطرب شد و گفت : پس چرا گفتى من از علماء آنها نيستم ، پدرم گفت : من گفتم از جاهلان آنها نمىباشم ، ياران هشام هم اين گفته‌ها را مىشنيدند ، او بار ديگر به پدرم گفت : سؤالى ديگر از شما مىكنم پدرم فرمودند : بگوئيد ، گفت : شما از كجا مىگوئيد كه ميوه‌هاى بهشت هميشه تازه هستند و هرگز معدوم نمىگردند و هميشه وجود دارند . اهل بهشت هر گاه بخواهند و اراده كنند ميوه‌ها حاضر مىشوند و در دسترس آنها قرار مىگيرند ، دليل بر اين مدعا چيست ، پدرم فرمودند : آب فرات هميشه جريان دارد و هرگز معدوم نمىشود و هميشه هم تر و تازه و خوش طعم است و در دسترس همه هم مىباشد و قطع هم نمىگردد ، او از اين پاسخ هم مضطرب شد و گفت شما گفتى من از علماء نيستم . پدرم به او گفت : من اظهار كردم از جاهلان نمىباشم ، نصرانى گفت : سؤالى ديگر دارم ، گفت : بپرس نصرانى گفت : بگو آن كدام ساعت است كه نه از شب حساب مىشود و نه از روز به حساب مىآيد ، پدرم فرمود : آن هنگام بين طلوع فجر و طلوع آفتاب مىباشد كه نه از شب محسوب مىگردد و نه از روز به حساب مىآيد . گرفتاران و بيماران در آن ساعت آرام مىگيرند و شب زنده‌داران در آن هنگام به خواب مىروند و بىهوشان در آن لحظه به خود مىآيند خداوند آن ساعات را براى بندگان راغب خود وقت‌طلب قرار داده و آنها كه اهل آخرت مىباشند در آن هنگام كار مىكنند ، منكران حقيقت و تاركان فضيلت در آن ساعات در غفلت مىباشند و از بركات آن محجوب هستند . امام صادق عليه السّلام فرمود : در اين هنگام نصرانى فريادى زد و گفت يك سؤال ديگر باقى مانده است ، به خداوند سؤالى خواهم كرد كه از پاسخ آن درمانى پدرم فرمودند : سؤال كن كه سوگندت شكسته خواهد شد ، سؤال كرد به من بگو از آن