تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
امام صادق عليه السّلام فرمودند : هنگامى كه هشام اين سخنان را شنيد چهره‌اش سرخ شد و آثار غضب در او پديد آمد ، مدتى سرش را پائين انداخت و بعد از آن سر بلند كرد و به پدرم گفت : مگر ما بنى عبد مناف از يك نژاد نيستيم ، پدرم فرمودند چرا چنين است ولى خداوند ما را از علوم مخصوص به خود بهره‌مند كرده و ديگران از اين فيض بهره‌اى ندارند . هشام گفت : مگر محمد صلى اللَّه عليه و آله كه به نبوت مبعوث شد از شجره عبد مناف نبود و او آمد و سفيد و سياه و سرخ را به اسلام دعوت كرد ، شما از كجا وارث او شديد و ديگران از آن محروم شدند ، در حالى كه پيامبر براى همه مردم مبعوث شده است و خداوند مىفرمايد :
ما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
تا آخر آيه شما از كجا اين علم را به ارث برديد در حالى كه بعد از محمد پيامبرى نيست و شما هم پيامبر نمىباشيد . پدرم گفت : خداوند در قرآن مجيد فرموده :
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ
، هر چه را كه پيامبر آشكار كرد همه مردم آن را دريافتند و آنچه را بر زبان جارى نساخت خداوند او را امر كرد تا آن مطالب را به ما ياد دهد و ديگران از آن علوم بهره‌اى ندارند و براى همين جهت گاهى با برادرش در خلوت قرار مىگرفت و بدون حضور يارانش با وى گفتگو مىكرد . در اين هنگام آيه شريفه
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
نازل گرديد ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به ياران خود فرمود : از خداوند درخواست كرده‌ام آن را گوش تو قرار دهد كه همه اسرار را حفظ كند ، على عليه السّلام در كوفه مىفرمودند : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله هزار باب علم به من تعليم فرمودند كه از هر درى هزار باب گشوده مىشد . رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله از علوم مخفيه و اسرار او را آگاه كرد همان گونه كه خداوند رسول خود را آگاه كرده بود ، رسول به برادرش على از آن علوم القاء فرمود و او را با رموز كائنات آشنا ساخت و او را به دانش‌هائى آگاه كرد كه ديگران از قوم خود را به آن آشنا نساخته بود و آن علوم اكنون در نزد ما مىباشد و ما آن را از هم ارث مىبريم .