تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
بست و عقد امامت را رسول خدا و همه را در حقيقت خداوند منعقد كرده است . ضرار گفت : حالا كه امامت به خدا و رسول ارتباط پيدا مىكند از كجا مىتوان به آن مرد دسترسى پيدا كرد هشام گفت در آن مرد هشت دليل هست چهار عدد در خودش و چهار در نسبش ، اما آن چهار كه بايد در نسب او باشد بايد از نظر جنس ، نسب ، قبيله و بيت مشهور باشد . اما آن چهار عدد كه بايد در شخص او باشد آن است كه داناترين مردم باشد حقايق اشياء و عظمت آن‌ها را درك كند ، از گناهان كبيره و صغيره مصون گردد ، بخشنده‌ترين مردم زمان خود به حساب آيد ، و از همه مردم روزگار خودش شجاع‌تر باشد . هنگامى كه كار به اين جا رسيد ما در ميان ملت‌ها ملتى مشهورتر از عرب نيافتيم ، و اين‌ها از همه مردم معروف‌تر مىباشد ، صاحب اين شريعت و دعوت هم از ميان آنها برخاست و روزى پنج بار نام او را در معابد مىبرند و دعوت او به همه نيكوكاران و بدكاران هم رسيده است ، و عالم و جاهل و معتقد و منكر در شرق و غرب عالم به آن رسيده‌اند و خبر او را شنيده‌اند . اگر جائز بود كه آن شخص داعى در غير اين ملت از حبشه ، بربر ، روم ، خزر ، ترك و يا ديلم بود هر آينه جوينده و طالبى مدتى دنبال او مىرفت و راهى بدان پيدا نمىكرد . پس حالا كه وجود او در غير اين مردم يافت نمىگردد ، واجب است از اين جنس و اين نسب و همين خانواده باشد . علاوه بر اين لازم است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به او اشاره كند ، و اگر چنين نباشد همه افراد اين خاندان مدعى اين مقام مىشدند ، و اما آن صفاتى كه در وجود خود او هستند همان‌هائى مىباشند كه ما آن را وصف كرديم ، و آنها عبارتند از علم ، شجاعت ، عصمت و سخاوت . عبد اللَّه بن زيد اباضى گفت : شما چرا معتقد هستى كه بايد امام معصوم باشد ، هشام گفت : اگر امام معصوم نباشد ممكن است داخل در مسائل مادى و شهوانى