كس اهل تعصب باشد اين تعصب ديدگان او را كور مىكند و او را به ستم وامىدارد ، چه اندازه زشت است آن كارى كه در آن تكبر و پشت كردن به حق باشد و يا ظلم و ستم و گناه و فسادى در دنبال آن واقع شود .
طمع نيز چهار شعبه دارد ، خوشحالى ، بىعارى ، بىقيدى ، لجاجت ، و زيادهطلبى ، خوشحالى در نزد خداوند ناپسند و زشت مىباشد ، بىعارى و لجام گسيختگى ، آدمى را به تكبر و خودخواهى مىكشاند و ساقط مىكند .
لجاجت هم بلائى است كه انسان را در دام گناهان مىاندازد و او را ناخودآگاه به فساد مىكشاند ، زيادهطلبى و برترىجوئى آدمى را به لهويات مشغول مىسازد و او را از نيكيها باز مىدارد ، و به سقوط نزديك مىكند ، اينها بودند نفاق و پايهها و شعبههاى آن .
2 - ابو عمرو زبيرى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : كفر در كتاب خداوند بر پنج قسم مىباشد ، يكى از آنها كفر انكارى است و او هم بر دو قسم است ، انكار علمى و انكار بدون علم .
اما انكار بدون علم كسانى مىباشند كه خداوند از آنها در قرآن حكايت مىكند و آن اين است كه گفتند :
« وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ »
و يا اينكه گفته :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
.
آن جماعت گفتند : جز زندگى دنيا زندگى ديگرى وجود ندارد ، ما مىميريم و زنده مىكرديم اين روزگار و گردش شب و روز است كه ما را مىميراند ، آنها اين سخنان را مىگويند ، ولى علم ندارند و فقط از روى گمان سخن مىگويند ، كسانى كه كافر شدند چه آنها را بيم دهى و يا بيم ندهى آنها ايمان نخواهند آورد ، اين گروه به دون علم كافر و منكر شدند .
اما كسانى كه كافر شدند و از روى علم انكار كردند ، آنها گروهى مىباشند كه خداوند در حق آنها فرموده :
وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ
آن جماعت قبلا به كفار مىگفتند : ما پيروز مىشويم ، ولى بعدا كه