هوشيارى كرده و ماندهاند يا ترسيده و كوچ كردهاند گفتم : نه ، كه كوچ كرده و رفتهاند . فرمود : خداى آنان را از رحمت خود دور بداراد ، همچنان كه قوم ثمود از رحمت خدا به دور ماندند . همانا به خدا سوگند پيكان نيزهها براى آنان آماده است و شمشيرها بر فرق سرشان فرو خواهد آمد و در آن حال پشيمان خواهند شد . امروز شيطان آنان را به هوس انداخته است و به گمراهى كشانده و فردا از آنها بيزارى نشان مىدهد و از آنان كناره مى گيرد . در اين هنگام زياد بن خصفه برخاست و گفت : اى امير المؤمنين اگر فقط مسئلهء جدايى ايشان از ما مى بود ، نبودن آنان با ما چندان اهميتى نداشت ، زيرا اگر با ما باشند چندان بر شمار ما نمى افزايند و جدايى آنان هم چيزى از ما نمى كاهد ولى بيم آن داريم كه گروه بسيارى از فرمانبرداران ترا كه پيش آنان مى روند تباه سازند .
اجازه فرماى تا ايشان را تعقيب كنم و به خواست خداوند آنان را پيش تو برگردانم .
على عليه السّلام فرمود : در پى ايشان با راستى و هدايت حركت كن و چون زياد خواست بيرون برود على ( ع ) از او پرسيد : آيا مى دانى اين قوم به كجا رفتهاند گفت : به خدا سوگند نمى دانم ولى بيرون مى روم و مى پرسم و نشان ايشان را تعقيب مى كنم . فرمود : برو خدايت رحمت كناد تا آنكه به دير ابو موسى برسى ، آنجا باش و از جاى خويش حركت مكن تا فرمان من به تو برسد كه اگر آنان به صورت آشكار و براى مبارزه و همراه جماعتى خروج كرده باشند ، همانا كارگزاران من برايم به زودى خواهند نوشت و اگر پراكنده و پوشيده حركت كنند اين كار براى آنان پوشيدهتر خواهد بود و من به زودى براى كارگزاران اطراف خود درباره ايشان نامهيى خواهم نوشت . و على ( ع ) بخشنامهيى نوشت و براى همه كارگزاران فرستاد و چنين بود : « از بندهء خدا على امير مؤمنان به هر يك از كارگزاران كه اين نامه بر او خوانده خواهد شد . اما بعد ، مردانى كه از لحاظ ما گنهكارند گريخته و بيرون رفتهاند . چنين مى پنداريم كه به سوى بصره رفتهاند . از مردم سرزمين خود دربارهء ايشان بپرس و برايشان در هر ناحيه از نواحى سرزمين خود جاسوسان بگمار و هر خبرى كه از ايشان به تو مى رسد به ما گزارش كن . و السّلام . » زياد بن خصفه از حضور على ( ع ) بيرون رفت و چون به خانهء خويش رسيد ياران خود را جمع كرد و نخست خدا را ستود و نيايش كرد و سپس گفت : اى گروه بكر بن وائل همانا امير المؤمنين مرا مأمور انجام كار مهمى از كارهاى خويش فرموده و مقرر داشته است كه همراه عشيرهء خود بر آن قيام كنم تا فرمان بعدى او به من
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٥٢