تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
دانستم . آرى آنان مسلمان نيكوكار را مى كشند و حال آنكه مشرك مخالف نزد آنان در امان است . آنان گروهى هستند كه شيطان ايشان را فريفته و گمراه شده‌اند همچون كسانى كه پنداشته‌اند هيچ آزمايش و فتنه‌يى نيست و كور و كر شده‌اند ، پس آنان را نسبت به عرضهء اعمالشان در قيامت شنوا و بينا كن . اينك به عمل خود پايبند باش و بر جمع خراج خود مواظبت كن و همان گونه كه خود گفته‌اى در اطاعت و خيرخواهى هستى . و السّلام » . گويد : على عليه السّلام همراه عبد اللّه بن وال براى زياد بن خصفه نامه‌يى نوشت كه چنين بود : « اما بعد ، من به تو فرمان داده بودم در دير ابو موسى فرود آيى تا فرمان من به تو برسد و اين به آن جهت بود كه نمى دانستم آن قوم به كجا رفته‌اند اينك به من خبر رسيده است كه آنان به سوى دهكده‌يى از دهكده‌هاى سواد [ عراق ] رفته‌اند ، آنان را تعقيب كن و دربارهء ايشان بپرس . كه آنان مردى مسلمان و نمازگزار از مردم سواد را كشته‌اند ، و چون به ايشان رسيدى آنان را پيش من برگردان و اگر نپذيرفتند از خداوند يارى بخواه و با آنان جنگ كن كه آنان از حق جدا شده و خونى حرام را ريخته‌اند و راهها را ترسناك كرده‌اند . والسّلام » . عبد اللّه بن وال مى گويد : من كه در آن هنگام جوان بودم نامه را از على عليه السّلام گرفتم و چون اندكى رفتم ، برگشتم و گفتم : اى امير المؤمنين آيا [ اجازه مى دهى كه ] من هم همراه زياد بن خصفة پس از اينكه نامه را به او سپردم به جنگ دشمن تو بروم فرمود : اى برادرزاده چنين كن ، به خدا سوگند اميدوارم كه تو از ياران بر حق من و از نصرت دهندگان من بر قوم ستمگر باشى . عبد اللّه بن وال مى گويد : به خدا سوگند اين گفتار امير المؤمنين براى من دوست داشتنى تر از شتران سرخ موى بود و گفتم : اى امير المؤمنين به خدا سوگند كه من از همان گروه هستم و به خدا سوگند چنانم كه تو دوست مى دارى . سپس در حالى كه بر اسبى نژاده و جوان سوار بودم و سلاح با خود داشتم نامه را به زياد رساندم . زياد گفت : اى برادرزاده به خدا سوگند من از تو بى نياز نيستم و دوست مى دارم كه در اين سفر همراه من باشى . گفتم : من خود در اين مورد از امير المؤمنين اذن خواسته‌ام و به من اجازه داد . زياد از اين موضوع شاد شد و همگى بيرون آمديم تا به جايى رسيديم كه آنان بودند . سراغ ايشان را گرفتيم . گفتند :
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 54 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى