تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
« كسى كه از ما چيزى مى پرسد ، بر اوست كه ما هم از او بپرسيم و بار و سنگينى را ، بر فرض كه آن را نشناسى ، بايد تحمل كنى » . اى فلان تو از ما پرسيدى و ما بدون آنكه چيزى از تو پوشيده داريم پاسخت گفتيم ، اينك بگو تو از كدام قبيله‌اى ابو بكر گفت : از قريش . جوان گفت : به به قبيله شرف و رياست . از كدام شاخه قريشى گفت : از تيم بن مرة . گفت : كار را آسان كردى « و به تيرانداز ، ميدان دادى » . آيا قصى بن كلاب كه همه قبايل « فهر » را جمع كرد و به او « مجمع » مى گفتند از شماست گفت نه . پرسيد : آيا هاشم كه براى قوم خود تريد فراهم مى كرد از شماست گفت : نه . پرسيد : آيا شيبة الحمد [ عبد المطلب ] كه به پرندگان آسمان هم خوراك مى داد از شماست گفت : نه . پرسيد : آيا از گروهى هستى كه براى كوچ كردن مردم از عرفات اجازه مى دهند گفت : نه . پرسيد : آيا از گروهى هستى كه عهده‌دار پذيرايى حجاج باشند گفت : نه . پرسيد : آيا از گروهى هستى كه مورد مشورت قرار مى گيرند گفت : نه . پرسيد : آيا از پرده‌دارانى گفت : نه . پرسيد : آيا از كسانى هستى كه عهده‌دار آبرسانى و آب دادن به حاجيانند ابو بكر گفت : نه . و لگام ناقهء خود را كشيد و شتابان به سوى رسول خدا ( ص ) برگشت و از دست آن نوجوان مى گريخت . دغفل اين مصراع را خواند : « گرفتار سيل خروشان شد كه او را در كام خود كشيد . همانا به خدا سوگند ، اگر مى ايستادى به تو خبر مى دادم كه از فرومايگان قريشى » . پيامبر ( ص ) لبخند زد و على عليه السّلام گفت : اى ابو بكر گرفتار مرد زيركى شدى و در دام افتادى . گفت : آرى « دست بالاى دست بسيار است » و بلاء و گرفتارى بر زبان گماشته است . و [ اين سخن ابو بكر ] به صورت ضرب المثل در آمد . اما هجرت پيامبر ( ص ) به طائف ، فقط على عليه السّلام و زيد بن حارثه در روايت ابو الحسن مدائنى همراه ايشان بودند و ابو بكر همراهشان نبود و در روايت محمد بن اسحاق چنين است كه در آن سفر فقط زيد بن حارثه همراه ايشان بوده است و پيامبر ( ص ) در اين هجرت چهل روز از مكه غايب بود و در پناه مطعم بن عدى وارد مكه شد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 294 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى