تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
پيشى گرفته است ، و پيامبر ( ص ) چند بار از مكه هجرت كرد و ميان قبايل عرب مى گشت و از سرزمين قومى به سرزمين قومى ديگر مى رفت و حال آنكه در اين هجرت ها هيچ كس جز على ( ع ) همراه او نبوده است . در هجرت پيامبر ( ص ) به سرزمين قبيله بنى شيبان ، هيچ كس از سيره نويسان در اين موضوع اختلاف ندارد كه على عليه السّلام و ابو بكر ، همراه پيامبر بوده‌اند و آنان از مكه سيزده روز غايب بودند و چون نصرت و يارى لازم را از بنى شيبان نديدند به مكه باز گشتند . مدائنى در كتاب الامثال ، از مفضل ضبى نقل مىكند كه چون پيامبر ( ص ) براى عرضه داشتن خود بر قبايل ، از مكه بيرون رفت [ نخست ] به قبيله ربيعه رفت و على عليه السّلام و ابو بكر نيز همراه ايشان بودند . به يكى از قرارگاههاى اعراب رسيدند ، ابو بكر - كه نسب شناس بود - پيش رفت سلام داد پاسخ او را دادند . ابو بكر پرسيد : شما از كدام قبيله‌ايد گفتند : از ربيعه‌ايم . گفت : آيا از سران و اشراف ايشانيد يا از گروههاى متوسط گفتند : از سران بزرگ . گفت : نسب شما به كداميك از سران بزرگ مى رسد گفتند : از ذهل اكبر . ابو بكر گفت : آيا عوف كه درباره او گفته‌اند : آزاده‌اى در برابر او نيست و همه برده اويند ، از شماست گفتند : نه . ابو بكر پرسيد : آيا بسطام صاحب رايت كه همه قبايل به او توجه مى كنند از شماست گفتند : نه . پرسيد آيا جساس كه پناه دهنده پناهندگان و مددكار و مدافع همسايگان است از شماست گفتند : نه . گفت : آيا حوفزان كشنده پادشاهان و گيرندهء جان آنان از شماست گفتند : نه . گفت : آيا مزدلف كه صاحب عمامه مشخص و يكتاست از شماست گفتند : نه . پرسيد : آيا شما داييهاى پادشاهان كنده‌ايد گفتند : نه . ابو بكر گفت : پس در اين صورت شما ذهل بزرگ نيستيد شما ذهل كوچكيد . نوجوانى كه تازه بر چهره‌اش موى رسته و نامش دغفل بود برخاست و اين بيت را خواند :