ساخته است چنين گمان رفته كه او پيش از على ( ع ) مسلمان شده است .
در مورد زيد بن حارثة ، ابو عمر بن عبد البر - كه خداى از او خشنود باد - در كتاب الاستيعاب در شرح حال او مى گويد : معمر بن شبه در جامع خود از زهرى نقل مىكند كه مى گفته است : ما هيچكس را نمى شناسيم كه پيش از زيد بن حارثه مسلمان شده باشد .
عبد الرزاق مى گويد : من هيچ كس غير از زهرى را نمى شناسم كه اين موضوع را گفته باشد . حال آنكه مؤلف الاستيعاب تنها همين روايت را دليل بر سبقت اسلام زيد دانسته و آن را هم چيز غريبى شمرده است .
مجموع آنچه آورديم نشان مىدهد كه على ( ع ) پيش از همهء مردم مسلمان شده است و اقوال مخالف شاذ و نادر است و روايات نادر نيز به حساب نمى آيد .
آنچه در مورد سبقت على ( ع ) در هجرت آمده است
مسأله هفتم : اگر گفته شود چگونه مى گويند : « على سبقت در هجرت داشته است و حال آنكه معلوم است كه گروهى از مسلمانان پيش از او هجرت كردهاند كه از جمله ايشان عثمان بن مظعون و ديگرانند ، و ابو بكر نيز پيش از او هجرت كرده بود زيرا او همراه پيامبر ( ص ) هجرت گزيد و حال آنكه على عليه السّلام با آن دو همراه نبود ، چه در بستر رسول خدا ( ص ) شب را سر كرد و چند روز [ در مكه ] توقف كرد تا وديعههايى را كه نزد او بود به صاحبانش مسترد دارد و پس از آن هجرت كرد .
پاسخ اين است كه على عليه السّلام نفرموده است : « از همه مردم بر هجرت پيشى گرفتم . » بلكه گفته است : « پيشى گرفتم . » و اين كلمه دلالت بر سبقت آن حضرت بر همگان ندارد ، در اين هم شبههاى نيست كه او از بيشتر مهاجران ، در هجرت پيشى گرفته است و فقط تنى چند ، پيش از او هجرت كردهاند . و از اين گذشته قبلا گفتيم كه على ( ع ) ، برترى خود و تحريم بيزارى جستن از خويش را در حال اجبار ، معلول چند عامل دانسته كه از جملهء آن ، ولادت او بر فطرت و سبقت او بر ايمان و سبقت او بر هجرت است و اين سه موضوع براى هيچكس جز او جمع نشده است و با مجموعه اين امور از همهء مردم متمايز است . وانگهى الف و لام در كلمه « الهجرة » ممكن است براى هجرت عهد ذهنى نباشد بلكه براى بيان جنس باشد ، و امير المومنين در هجرتهايى كه پيش از هجرت به مدينه صورت مى گرفته است بر ابو بكر و ديگران