گفته است كه آن را در كتاب الغارات ابراهيم بن هلال ثقفى هم ديدهام و آن اين است كه با آنكه تشيع بر كوفه غلبه داشت برخى از فقيهان كوفه با على ( ع ) ستيز مى كردند و او را دشمن مى داشتند و از جمله آنان مره همدانى است .
ابو نعيم فضل بن دكين ، از فطر بن خليفه نقل مىكند كه مى گفته است : از مره شنيدم كه مى گفت : اگر على ( ع ) شترى نر مى داشت و براى خاندان خود آب كشى مى كرد براى او بهتر از اين كارى بود كه دارد .
اسماعيل بن بهرام ، از اسماعيل بن محمد ، از عمرو بن مره نقل مىكند كه مى گفته است : به مره همدانى گفته شد ، چرا خود را از على كنار كشيدهاى گفت : با كارهاى پسنديدهاش از ما پيشى گرفت و ما گرفتار كارهاى ناپسندش شديم .
اسماعيل بن بهرام مى گويد : براى ما روايت كردهاند كه او دشنامهاى بدتر مى داده كه ما از بيان آن خوددارى مى كنيم .
فضل بن دكين هم از قول حسن بن صالح نقل مىكند كه مى گفته است : ابو صادق بر جنازه مرة همدانى نماز نگزارد . فضل همچنين مى گويد : شنيدهام ابو صادق به هنگام زنده بودن مره گفته است : به خدا سوگند هرگز ممكن نيست سقف يك حجره بر سر من و مره سايه افكند . مى گويد : چون مره مرد ، عمرو بن شرحبيل هم بر جنازه او حاضر نشد و گفت : به اين جهت كه در دل خود نسبت به على بن - ابى طالب كينهيى داشت بر جنازه او حاضر نمى شوم .
ابراهيم بن هلال ثقفى مى گويد : مسعودى هم از قول عبد الله بن نمير اين موضوع را براى ما روايت كرد و سپس خود عبد الله بن نمير هم گفت : به خدا سوگند اگر مردى كه در دلش چيزى نسبت به على عليه السّلام داشته باشد و بميرد من هم بر جنازهاش حاضر نمى شوم و بر او نماز نمى گزارم .
ديگر از ايشان ، اسود بن يزيد و مسروق بن اجدع هستند . سلمة بن كهيل مى گويد : آن دو نزد يكى از همسران پيامبر ( ص ) مى رفتند و از على عليه السّلام بدگويى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٦٥