تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
مولف كتاب الغارات مى گويد : مطرف بن عبد الله بن شخير مردى عابد و زاهد بود . هشام بن حسان ، از سيرين نقل مىكند كه مى گفته است عمار بن ياسر به خانه ابو مسعود رفت . ابن شخير هم آنجا بود ، از على ( ع ) به گونه‌اى ياد كرد كه ناروا بود ، عمار بانگ بر او زد كه اى فاسق ، تو هم اينجايى ابو مسعود گفت : اى ابو يقظان [ كنيهء عمار ياسر ] ترا به خدا سوگند مى دهم در مورد ميهمان خودم . گويد : بيشتر دشمنان على عليه السّلام مردم بصره و طرفداران عثمان بودند و و كينه‌هاى جنگ جمل در سينه‌هايشان بود . على عليه السّلام چون در دين بسيار استوار بود كمتر به فكر دلجويى بود ، او با علمى كه در دين داشت و با اينكه فقط از حق پيروى مى كرد ديگر به اين موضوع اعتنا نداشت كه چه كسى راضى خواهد بود و چه كسى ناراضى . گويد : يونس بن ارقم ، از يزيد بن ارقم ، از ابى ناجيه - برده آزاد كرده ام هانى - نقل مىكند كه مى گفته است : حضور على عليه السّلام بودم . مردى پيش او آمد كه جامه سفر بر تن داشت و گفت : اى امير المومنين من از شهرى به حضورت آمده‌ام كه در آن هيچ دوستدارى براى تو نديدم . على ( ع ) پرسيد : از كجا مى آيى گفت : از بصره . فرمود : همانا آنان اگر مى توانستند مرا دوست بدارند دوست مى داشتند . من و شيعيانم در عهد و ميثاق خداييم ، نه تا روز قيامت بر ما كسى افزوده مىشود و نه كاسته . ابو غسان بصرى نقل مىكند كه عبيد الله بن زياد در بصره چهار مسجد ساخت كه براى كينه توزى نسبت به على بن ابى طالب عليه السّلام و در افتادن به جان او بنا شده بود ، و آن چهار مسجد : مسجد بنى عدى ، مسجد بنى مجاشع ، مسجدى كه در محله علاف ها در بار انداز بصره قرار داشت و مسجدى در محله قبيله ازد بود . از جمله كسانى كه دربارهء او نقل شده كه على ( ع ) را دشمن مى داشته و نكوهش مى كرده است حسن بن ابو الحسن بصرى است كه كنيه‌اش ابو سعيد بوده است .