تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
مى كنم . آن دو نزد على ( ع ) آمدند و سخن معاويه را به اطلاع او رساندند . فرمود : معاويه همه اينان را كه مى بينيد مطالبه مىكند و در اين هنگام بيست هزار تن يا بيشتر كه سراپا آهن پوشيده و فقط حدقه چشمهايشان نمايان بود بيرون آمدند و گفتند : ما همگان كشندگان عثمانيم و اگر مى خواهد از ما بخواهد . ابو امامه و ابو الدرداء برگشتند و در جنگ شركت نكردند . نصر مى گويد : چون ماه رجب فرا رسيد معاويه ترسيد كه مبادا قاريان از على عليه السّلام پيروى كنند ، شروع به حيله و مكر كرد و نسبت به قاريان هم چاره سازى مى كرد كه از آن كار باز نايستند و خوددارى كنند تا بنگرند چه مىشود . گويد : معاويه بر تيرى چنين نوشت : از بنده خير خواه خدا ، همانا من به شما خبر مى دهم كه معاويه مى خواهد مسير رودخانه فرات را به سوى شما برگرداند و شما را غرق كند بنابراين مواظب خود باشيد . و آن تير را به سوى لشكر على عليه السّلام انداخت . آن تير به دست مردى افتاد كه آن را خواند و سپس براى دوست خود خواند و چون او آن را خواند و مردم هم خواندند براى هر كس كه مى آمد و مى رفت مى خواندند ، و مى گفتند : اين برادر خير خواهى است كه براى شما نامه نوشته و خبر داده است كه معاويه چه قصدى دارد . اين نامه همچنان دست به دست مى شد و همگان مى خواندند تا به دست على ( ع ) رسيد . در همين حال معاويه دويست كارگر را با بيل و كلنگ كنار يكى از پيچهاى فرات فرستاد كه زمين كنار فرات را كه موازى قرارگاه لشكر على عليه السّلام بود حفر كنند . على ( ع ) به سپاهيان خود فرمود : اى واى بر شما آنچه كه معاويه انديشيده است صورت نمى گيرد و بر آن كار قدرت نخواهد داشت او مى خواهد شما را از اين موضع خودتان كنار بزند . بس كنيد و از اين سخن در گذريد . گفتند : به خدا سوگند اجازه نمى دهيم كه آنان آنجا را حفر كنند . على ( ع ) فرمود : اى واى بر شما ، اين چنين ضعيف و درمانده نباشيد و انديشه مرا تباه مكنيد . گفتند : به خدا سوگند از اينجا البته كوچ خواهيم كرد و تو اگر مى خواهى كوچ كن و يا بمان . آنها حركت كردند و لشكر و قرارگاه خود را بالاتر از جايى كه بودند بردند . على عليه السّلام هم با آخرين گروه از مردم از آنجا تغيير مكان داد و اين دو بيت را مى خواند : « اگر از من فرمانبردارى شود قوم خود را كنار ركن يمامه يا كوه شمام
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 188 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى