اين مورد و بر ايشان قصاص نيست .
نصر [ ابن مزاحم در دنبالهء سخن خود ] مى گويد : معاويه به آنان گفت اگر كار چنان است كه شما مى پنداريد پس چرا بدون مشورت با ما و كسانى كه اينجا همراه ما هستند حكومت را غصب كرده است و على ( ع ) پاسخ داد كه مردم پيروان مهاجران و انصارند و آنان در شهرها گواه مسلمانان بر واليان و اميران دين ايشانند و آنان همگى به حكومت من راضى شده و با من بيعت كردهاند و من روا نمى دارم كه بگذارم امثال معاويه بر امت حكومت كند و مسلط شود و وحدت ايشان را به پراكندگى بكشاند .
آنان نزد معاويه برگشتند و به او خبر دادند . گفت : چنان نيست كه او مى گويد : چرا گروهى از مهاجران و انصارى كه اينجا هستند در اين كار دخالتى نكرده و مورد مشورت قرار نگرفتهاند آنان نزد على ( ع ) برگشتند و سخن معاويه را گفتند . فرمود : واى بر شما اين كار بر عهدهء شركت كنندگان در جنگ بدر است نه همه اصحاب و هيچيك از شركت كنندگان در جنگ بدر روى زمين نيست مگر آنكه با من بيعت كرده و همراه من است يا آنكه به اين كار رضايت داده است و مبادا كه معاويه شما را از دين خودتان فريب دهد و گول بزند .
نصر مى گويد : سه ماه - يعنى تمام ماه ربيع الآخر و هر دو جمادى - بدينگونه آمد و شد مى كردند و با اين گفتگوها يكديگر را تهديد مى كردند و گاهى به يكديگر حمله مى بردند ، ولى قاريان با ميانجيگرى از وقوع جنگ جلوگيرى مى كردند .
نصر گويد : در طول سه ماه ، هشتاد و پنج بار يكديگر را تهديد كردند و بر هم هجوم آوردند و هر بار قاريان مانع درگيرى مى شدند و جنگى ميان ايشان صورت نگرفت .
نصر مى گويد : ابو امامه باهلى و ابو الدرداء كه از همراهان معاويه بودند نزد او رفتند و گفتند : اى معاويه براى چه با اين مرد جنگ مى كنى كه به خدا سوگند اسلام او از تو قديمى تر و به اين حكومت سزاوارتر و از تو به پيامبر ( ص ) نزديك تر است ، چرا و براى چه با او جنگ مى كنى گفت : براى خون عثمان و اينكه او كشندگان عثمان را پناه داده است . برويد به او بگوييد از سوى ما قاتلان عثمان را قصاص كند [ در آن صورت ] من نخستين كس از مردم شام خواهم بود كه با او بيعت
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٨٧