و قصد كردن كوفه مى شد ، مى گفت : همانا سيزده مرد از ديار خود و كنار خانواده خويش بيرون آمدند و همان چيزى را كه ما مى طلبيديم طلب كردند و همتهاى ايشان بلند و نفسهاى ايشان بزرگ و دلهايشان استوار بود .
ابو الطيب متنبى مى گويد : « چون جانها و نفس ها بزرگ باشد براى رسيدن به خواسته آنها بدنها به رنج و زحمت مى افتد . . . » روزى حجاج خطبه خواند و از نافرمانى و بدى اطاعت مردم عراق شكايت كرد ، جامع محاربى برخاست و گفت اى امير آنچه را كه ايشان را از تو دور مىكند به كارهايى واگذار كن كه آنان را به تو نزديك مى سازد ، و تو از كسانى كه زير دست و فروترند عافيت بخواه تا آنان كه از تو فراترند به تو عافيت دهند و اگر ايشان ترا دوست بدارند از تو اطاعت خواهند كرد . آنان بر تو به نسب و بيم از تو خشم نمى ورزند بلكه به اين سبب است كه پس از تهديد فروكش مى كنى و پس از وعده دادن وعيد مى دهى .
حجاج گفت : من چنين مى انديشم كه فرومايگان را فقط با شمشير بايد به اطاعت خويش در آورم . جامع گفت : اى امير چون شمشير با شمشير روياروى شود اختيار از دست مى رود . حجاج گفت : در آن هنگام اختيار براى خداوند متعال است . گفت : آرى ولى نمى دانى خداوند آن را براى چه كسى مقدر مى فرمايد . حجاج گفت : بس كن كه تو از قبيله محارب هستى . جامع گفت : « آرى ما براى جنگ « آرى ما براى جنگ نامگذارى شدهايم و هنگامى كه نيزهها از نيزهزدن خون آلوده و سرخ مىشود جنگجوييم » از جمله اشعار بسيار پسنديده در ستايش غيرت و سرپيچى از زبونى و تشويق بر قيام و جنگ و طلب پادشاهى و سرورى ، قصيده عمارة يمنى شاعر مصريان است
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٥٠