كه تو خود ( از لجاجت ) گفتى « و اگر ببينند قطعه سنگى از آسمان ( براى عذاب ايشان ) سقوط مىكند ، گويند : ( سنگ نيست ) اين ابر متراكمى است . » . « 1 » چرا كه سقوط آسمان بر سر شما باعث هلاك و مرگ شماست بلكه مقصود تو از اين پيشنهاد آن است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تو را هلاك كند در حالى كه رسول ربّالعالمين مهربانتر از آن است كه چنين كارى را بكند ، او تو را هلاك نمىكند بلكه حجّتهاى الهى را بر تو اقامه مىكند و حجّتهاى الهى تنها براى پيامبرش برحسب چاره جويى بندگان نيست ، زيرا كه بندگان بدانچه مصلحت آنها و رواست و آنچه مفسده دارد و نارواست جاهلند در حالى كه پيشنهاد ايشان گوناگون و متضاد است به حدى كه انجامش محال است ، و خداى عزّوجلّ طبيب شماست و تدبير او بر آنچه غيرممكن است جارى نمىشود .
آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اى بندهء خدا ! آيا ديدهاى پزشكى برحسب پيشنهاد بيماران دارو بدهد ؟ بلكه آن كارى را مىكند كه مىداند به مصلحت بيمار است ؛ چه بيمار بخواهد يا نخواهد . بنابراين شما بندگان بيماريد و خدا طبيب شماست ؛ اگر به داروى او تسليم بوديد بهبود پيدا مىكنيد و اگر سركشى كرديد ، بيمار خواهيد ماند !
وانگهى اى بندهء خدا ! چه وقت يك فرد مدّعى حقى را ديدهاى كه حاكمى از حاكمانشان در موردى كه بيّنه و دليلى بر دعوى خودش اقامه كرده است ، برحسب پيشنهاد مدّعى عليه به زيان او حكم صادر كند ؟ چرا كه در اين صورت هيچگونه دعوى و حقى براى كسى نسبت به ديگرى ثابت
هامش
( 1 ) - طور / 44 .