آمدن سرورم ابوالحسن عليه السلام در سامرا بودم ، ابومحمّد عليه السلام را با پاى پياده و جامهء شكافته ديديم ، در حالى كه از شكوه و شايستگيهاى كه او داشت و از پررنگى و سبزفامى وى در شگفت بوديم و از طرفى به رنج و مشقت آن حضرت دلم سوخت همين كه شب شد در عالم خواب او را ديدم فرمود :
« رنگى را كه ديدى و تو را شگفت زده كرد گزينشى از طرف خداست كه براى خلق خود هرطور كه بخواهد عملى مىسازد و باعث شگفتى براى بيندگان مىشود ولى بر شخص بىتجربه نكوهشى نيست ، و ما همچون ساير مردم نيستيم تا آن طورى كه آنها رنج مىبرند . ما هم رنج ببريم ، بنابراين از خداوند پايدارى و انديشيدن در آفرينش خدا را مسألت داريم ، چرا كه اثر گذارى آن قطعى است ! و بدان كه سخن ما ، در عالم خواب همانند سخن ما در بيدارى است . » ابوعمر مىگويد : اين خبر خود دليل بر آن است كه فضل در اين قول مورد اعتماد است و خدا داناتر است . « 1 »
اسحاقبن اسماعيل نيشابورى
14 - يكى از افراد موثّق نيشابورى نقل كرده است كه براى اسحاقبن اسماعيل از طرف ابومحمّد عليه السلام دست نوشتى درآمد : « اى اسحاقبن اسماعيل ! خداوند ما و شما را با پردهپوشى خود بپوشاند ! و تو را در تمام كارهايت به لطف خود سرپرستى كند ! خدايت بيامرزد نامهء تو را دريافتم و ما اهل بيت به حمد و نعمت خود بر دوستانمان علاقمنديم و با احسان متوالى الهى برايشان و فضل و نعمتش در نزد ايشان مسرور
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 481 .