تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
احمدبن اسحاق مىگويد : خوشحال و شادمان بيرون آمدم . همين كه فرداى آن روز شد دوباره خدمت آن حضرت برگشتم . عرض كردم : يابن رسول‌اللَّه ! با منّتى كه بر من گذاشتيد شادمانيم فوق‌العاده شد ! بفرماييد : سنت جارى در وى نسبت به خضر و ذوالقرنين چيست ؟ فرمود : « اى احمد ! همان غيبت طولانى است . » گفتم : يابن رسول‌اللَّه ! براستى غيبت وى طولانى مىشود ؟ فرمود : « آرى به خدا سوگند تا آنجا كه بيشتر از معتقدان به امامت از عقيده‌شان بيرون مىآيند و جز كسانى كه خداى عزّوجلّ از ايشان در مورد ولايت ما پيمان گرفته است و در دلش ايمان را ثابت فرموده و به وسيلهء روحى از جانب خود تأييد كرده است ، كسى نمىماند . اى احمدبن اسحاق ! اين امرى از امر خدا و رازى از رازهاى خدا و غيبى از غيبهاى الهى است بنابراين آنچه به تو ابلاغ كردم داشته باش و پنهان بدار و از شاكِران باش تا فردا در عليّين با ما باشى ! » . « 1 » 4 - از يعقوب‌بن منقوش نقل كرده است ، مىگويد : خدمت ابومحمّد حسن‌بن على عليهما السلام رسيدم در حالى كه آن حضرت بر سكويى از منزل نشسته بود و طرف راستش اتاقى بود كه پرده‌اى بر آن آويخته بود . عرض كردم : سرورم ! صاحب اين امر كيست ؟ فرمود : « آن پرده را بردار ! » پرده را برداشتم ، پس پسربچه‌اى به سمت ما درآمد كه قامتش به قدر پنج وجب ، هشت يا ده ساله و يا همين حدود ، با پيشانى پهن و صورت سفيد و چشمان درخشان و پنجه‌هاى نيرومند و زانوهاى پيچيده
هامش
( 1 ) - كمال‌الدّين : ص 384 .
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 190 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى