تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
و برگونهء راستش خالى بود و كاكلى بر سر داشت ، آمد و روى زانوى ابومحمّد عليه السلام نشست ، سپس امام عليه السلام به من فرمود : « اين است صاحب شما ! » سپس آن كودك برجست ! امام عليه السلام به او فرمود : « پسرم برو تا آن زما معيّن كه براى ظهورت مقرر گشته است ! » . پس من به او نگريستم تا داخل آن اتاق شد . امام عليه السلام فرمود : « اى يعقوب ! ببين كسى در اين خانه هست ؟ » وارد شدم ، هيچ كس را نديدم . « 1 » 5 - از موسىبن جعفربن وهب بغدادى نقل كرده است كه توقيعى ( دست نوشتى ) از ابومحمّد عليه السلام درآمد : « آنان گمان مىبرند كه مىخواهند مرا بكشند تا اين نسل را قطع كنند ، در حالى كه خداوند گفتهء آنان را تكذيب كرده است ، و سپاس مخصوص خداست . » . « 2 » 6 - از علّان رازى به نقل از يكى از شيعيان آورده است ، همين كه كنيز ابومحمّد عليه السلام باردار شد ، فرمود : « به زودى پسرى به دنيا مىآورى كه نام او محمّد و او قائم پس از من است . » . « 3 » 7 - از ابوغانم نقل كرده است ، مىگويد : از ابومحمّد حسن‌بن على عليهما السلام شنيدم كه مىفرمود : « در سال 260 شيعيان من پراكنده مىشوند ! » در همان سال بود كه ابومحمّد عليه السلام از دنيا رفت و شيعيان و ياران آن حضرت پراكنده شدند ؛ از جمله كسانى به جعفر ( كذّاب ) گرايش يافتند و بعضى سرگردان و برخى در شك و ترديد و گروهى نيز به همان سرگردانى ماندند ولى بعضى بر دين خود به توفيق خداى عزّوجلّ
هامش
( 1 ) - كمال‌الدّين : ص 407 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - همان : ص 408 .