در جاى صاف آنها مهر زد . من به آن مرد يمنى گفتم : آيا هرگز او را ديده بودى ؟ گفت : نه به خدا قسم من مدت زيادى است كه سخت علاقمند به ديدن وى بودم تا اينكه همين ساعت جوانى نزد من آمد كه هرگز نديده بودم ، گفت : برخيز و وارد شو ! پس وارد شدم . سپس بلند شد در حالى كه مىگفت : رحمت و بركات خدا بر شما اهل بيت كه دودمانى از يكديگريد ! پس من از نام وى پرسيدم ، گفت : نام من مهجع بن صلتبن عقبةبن سمعان بن غانم است . « 1 »
72 - شيخ رجب برسى در حديث مرسلى از علىّبن عاصم كوفى نقل كرده ، مىگويد : به محضر ابومحمّد عسكرى عليه السلام وارد شدم ، فرمود :
« علىّبن عاصم ! زير پاهايت نگاه كن ! زيرا كه تو روى فرشى هستى كه بسيارى از پيامبران و رسولان و امامان راهنما بر روى آن نشستهاند ! » مىگويد : عرض كردم : سرورم ! آيا تا وقتى كه در دنيا هستم به احترام اين فرش كفش نپوشم ؟ فرمود : « على ! اين كفشى كه در پاى تو است نجس و نفرين شده است ! »
با خود گفتم : كاش ( حقيقت ) اين فرش را مىديدم ! امام عليه السلام دانست كه در دلم چه گذشته است ! فرمود : « نزديك من بيا ! » پس نزديك رفتم ، دست شريفش را به صورت من كشيد بصيرت يافتم ! مىگويد : روى فرش اثر پاها و صورتهايى را ديدم ! فرمود : « اين ردّ پاى آدم عليه السلام و جاى نشستن او است و اين رد پاى هابيل و اين رد پاى شيث و اين رد پاى نوح و اين رد پاى قيدار ، و اين رد پاى مهلائيل و اين رد پاى دياد و اين رد پاى اخنوخ ، و
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 471 .