حقيرهء دنياوى گرايد و به طبيعت بهايم و ديدان غبطت جويد و نفس الهيه را فراخور آن قدرتى كه أو را هست پاك نسازد و از قاذورات بدنى اجتناب نكند و نفس خود را طهارت ندهد ، رحم واجب و گريه و نوحه لازم بود .
و تعظيم آنكه از أمثال اين أمور دورى نمايد مناسب و در خور باشد « 1 » .
و كل ميسر لما خلق و الحمد للّه رب العالمين .
هامش
( 1 ) - في الأصل : باشند .