تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
نفس خويش رفتار مىكند ، وقتى برمىگردد آقا مىبيند خلاف خواست او را انجام داده است ، به او مىگويد : چرا بر خلاف خواست من اين كار را كردى ؟ بنده در پاسخ وى مىگويد : تو اختيار كار مرا به من سپردى و من هم مطابق ميلم چنين كردم ، زيرا كسى را كه به خود واگذاشته‌اند نمىتوانداز كار ممنوع باشد ( چه سر خود گذاشتن با ممنوعيت تناقض دارد و اجتماع و ارتفاع آنها محال است - م ) پس تفويض ( نيز ) محال است . بنابراين ، آيا لازم نمىآيد ، يا آقاى چنين بنده‌اى كه مىتواند بنده را به امر و نهى موافق خواست و ارادهء خويش - نه مطابق خواست بنده - وادارد و در آن صورت مطابق انجام امر و نهى وى به او قدرت و توانايى دهد و چون فرمان داد و يا نهى كرد در برابر پاداش و كيفر آنها را به او بفهماند و او را از مخالفت خود بر حذر دارد و با بيان ثواب و عقاب او را به اطاعت خويش تشويق كند تا آن بنده به قدرت آقايش - به وسيلهء نيروى اطاعت از امر و نهى كه به او داده و تشويق و هشدار وى - آگاه شود تا بداند كه عدل و انصاف آقا فراگير است و حجتش براى جلوگيرى از بهانه جويى و بيم از مخالفت بر او تمام است . اگر آن بنده موافق فرمان آقايش رفتار كرد پاداش دهد و اگر نافرمانى كرد كيفر كند ؟ و يا اينكه اين آقا عاجز و ناتوان است و كار بنده را به خود واگذارده ؛ چه خوب ، چه بد ، فرمانبردار باشد يا نافرمان ، در هر صورت آقا از مجازات او عاجز است و نمىتواند او را به پيروى از فرمان خود وادارد ؟ ! در حالى كه اثبات عجز خدا با قدرت خداوندى منافات دارد و باعث بطلان امر و نهى و پاداش و كيفر الهى مىگردد ! و مخالف آيات قرآن است كه مىفرمايد :
« وَ لا يَرْضى