دريافت بهاى مورد نظر كالا را به كسى نمىدهد ! با وجود اين ، آقا خود را منصف ، دانا و بدور از ظلم و ستم مىداند و از طرفى بندهاش را تهديد مىكند كه اگر كالاى مورد نيازش را نياورد ، او را مجازات مىكند ، از طرفى مىداند كه صاحب آن كالا مانع مىشود و بنده هم كه بهاى آن را ندارد ، بدهد ! با وجود اين همين كه بنده نااميد و با دست خالى نزد آقايش برگشت ، آقا او را مورد خشم قرار دهد و به خاطر نياوردن آن كالا او را مجازات كند ! آيا مقتضاى عدل و حكمت آن نبود كه او را مجازات نكند ؟ ! در حالى كه مىدانست بنده مالك چيزى از مال نبوده و خود نيز پولى به او نداده است ، در اين حال اگر او را مجازات كند ، ستم كرده و بيهوده و بدون دليل به حق او تجاوز نموده و آن عدل و حكمتى را كه خود را بدان وسيله ستوده بود ، بر باد داده است ! و اگر او را مجازات نكند ، تهديد خود را نسبت به او تكذيب كرده كه اين هر دو بر خلاف عدالت و حكمت است و خداوند بسى برتر از آن است كه مىگويند ! بنابراين هركس به جبر يا چيزى كه مستلزم جبر باشد اعتقاد داشته باشد به خدا ستم كرده است و به او نسبت ظلم و ستم داده است به اين خاطر كه كسى را مستحق عقوبت دانسته كه به زور وادار بر گناه شده است ! هركس چنين تصور كند كه خداوند بندگان را بر ارتكاب گناه مجبور نموده ، بايد خدا را مدافع عقوبت بندگان بداند . و هر كس چنين تصور كند كه خداوند از عقوبت بندگان دفاع كند ، او را دربارهء تهديدى كه كرده ، دروغگو شمرده است درحالى كه خداوند خودش مىفرمايد :
« بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولئِكَ