كه من گرفتار مصيبتى شدم كه هيچ كس نشده است ! پرسيد : چه مصيبتى ؟ گفت : گرفتار عشق تو كه خداوند در دنيا چون تو را نيافريده و گرفتار جمال خويش شدم كه در مصر زنى زيباتر و ثروتمندتر از من نبود ، خداوند مال مرا از من گرفت و زيبائيم از دست رفت ! يوسف گفت :
اكنون چه نيازى دارى ؟ گفت : از خدا بخواهيد جوانى مرا باز گرداند ! يوسف از خدا خواست ، جوانيش را به او بازگرداند در حالى كه او دوشيزه بود !
گويند : عزيز مصر كه نخست با او ازدواج كرد عنين بود ! ( مردانگى نداشت ) « 1 »
9 - عياشى از موسىبن محمّدبن الرضا عليهما السلام . . . « 2 »
سوره زمر
10 - صدوق از محمّدبن عيسىبن عبيد نقل كرده ، مىگويد : از ابوالحسن علي بن محمّد عسكرى عليهما السلام از قول خداى عزّوجلّ :
« وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ »
« 3 » پرسيدم ، فرمود : « ان تعبيرى از جانب خداى تعالى براى كسى است كه او را به مخلوق تشبيه كرده است !
هامش
( 1 ) - تفسير قمى : 1 / 56 .
( 2 ) - عياشى : 2 / 197 . بخش اول شمارهء قبلى ( 8 ) بود كه عياشى به اختصار نقل كرده است - م .
( 3 ) - زمر / 67 ( آنها خدا را آن گونه كه شايسته است نشناختند ) ، در حالى كه كار زمين در روز قيامت در قبضهء اوست و آسمانها پيچيده دردست او ، او منزه و بلند مقام است از شريكهايى كه براى او مىپندارند .