در گفتهء خود صادق است ولى دوست داشت كه از خود انصاف به خرج دهد « و با طرف مخالف مماشات كند ! » . « 1 »
سوره يوسف
8 - از يحيىبن اكثم نقل كرده ، مىگويد : از موسىبن محمّدبن علي بن موسى چند مسأله پرسيد و او آنهارا بر ابوالحسن عليه السلام عرضه كرد يكى از آن مسائل اين قول خداى عزوجل بود :
« وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً »
« 2 » بگو ببينم كه يعقوب و پسرانش در حالى كه پيامبر ( و پيامبرزاده ) بودند ، يوسف را سجده كردند ؟
ابوالحسن عليه السلام جواب داد : « اما سجدهء يعقوب و فرزندانش براى يوسف ، در حقيقت سجده براى يوسف نبود ، بلكه از طرف يعقوب و فرزندانش اطاعت از خدا و تحيّتى براى يوسف بود ، همان طورى كه از طرف فرشتگان ، سجده به آدم براى آدم نبود ، بلكه از جانب آنها اطاعت از خدا و تحيتى براى آدم بود .
پس يعقوب و فرزندانش و به همراه آنها يوسف سجدهء شكر براى خدا به جا آوردند به خاطر جمع گشتن پراكندگى ايشان ! مگر نمىبينى كه در همان وقت در شكرگزاريش مىگويد : « رب قد اتيتنى من الملك و علمتنى من تأويل الأحاديث فاطر السماوات و الارض انت و ليّى فى الدنيا و الآخرة توفنى مسلما
هامش
( 1 ) - تفسير عياشى : 2 / 128 .
( 2 ) - يوسف / 100 : او پدر و مادرش را بر تخت نشاند و همگى در برابر او به سجده افتادند !