گشت و متوكّل نيز از آن بيمارى بهبود يافت . « 1 »
24 - از علي بن جعفر نقل كرده است ، مىگويد : من شرح حال خودم را به متوكّل گفتم و او به عبداللَّهبن يحيىبن خاقان رو كرد و گفت : تو خودت را به خاطر گفتن داستان اين مرد و جوانانش به زحمت نينداز ! زيرا كه عموى او به من اطلاع داد كه وى رافضى است و وكيل علي بن محمّد است ! و سوگند ياد كرد كه او را از زندان بيرون نكند مگر پس از مرگش !
علي بن جعفر مىگويد : طى نامهاى به مولايم ( امام هادى ) عليه السلام نوشتم :
دلم تنگ شده و مىترسم كه تيره و منحرف شود ! امام عليه السلام در پاسخ نوشت : « هر گاه كار به آنجا رسيد ، من از خدا درخواست خواهم كرد ! » هنوز جمعه فرا نرسيده بود كه از زندان بيرون آمدم . « 2 »
ابراهيم همدانى و پسرش محمّد
25 - كشى از محمّدبن جعفربن ابراهيم همدانى - ابراهيم از طرف امام عليه السلام وكيل بود و چهل مرتبه حج رفته بود - نقل كرده ، مىگويد : دختر محمّدبن ابراهيمبن محمّد را ديدم از جمال و كمالش تعريف كرد و بزرگانى از مردم از او خواستگارى كرده بودند و او از اين كه به همسرى كسى از آنها بدهد راضى نشده بود ، او را با خودش به حج برد و خدمت ابوالحسن عليه السلام آورد و از شكل و جمالش تعريف كرد و گفت : من او را نگاه داشتهام تا در خدمت شما باشد !
امام عليه السلام فرمود : « من او را قبول كردم ، تو او را به همراه خودت به حج
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 505 .
( 2 ) - همان : ص 506 .