تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
علي بن جعفر وكيل 23 - كشى از يوسف‌بن سخت نقل كرده ، مىگويد : علي بن جعفر وكيل ابوالحسن عليه السلام بود . وى مردى از اهل همينيا روستايى از روستاهاى اطراف بغداد بود . نزد متوكّل از او سخن‌چينى كردند ، متوكّل او را زندانى كرد و زندانش طول كشيد . از طرف عبداللَّه‌بن خاقان مالى حواله شد كه معادل سيصدهزار دينار بود با عبداللَّه در آن مورد سخن گفت و او در نماز جمعه‌اى به متوكّل درخواست او را گفت متوكّل گفت : عبداللَّه ! اگر دربارهء تو ترديدى مىداشتم مىگفتم : تو حتماً رافضى هستى ! آخر اين شخص وكيل فلانى مىباشد و من تصميم كشتن او را دارم ! راوى مىگويد : خبر به علي بن جعفر رسيد ، طى نامه‌اى به ابوالحسن عليه السلام نوشت : سرورم ! به خاطر خدا به فريادم برسيد ! به خدا سوگند من از آن بيم دارم كه او مرا بكشد ! امام عليه السلام در همان نامه وى نوشت : « وقتى كه كار به آنجا رسيد من از خدا آزادى تو را درخواست خواهم كرد ! » اين نامه نگارى در شب جمعه بود ، متوكّل صبح آن شب به شدت بيمار شد و رفته رفته شدت بيشترى يافت و روز دوشنبه فريادش بلند شد و دستور داد تمام زندانيانى را كه نام بردند آزاد كنند از جمله دستور آزادى علي بن جعفر را صادر كرد و به عبداللَّه گفت : چرا اسم او را نبردى ؟ گفت : من هرگز نام او را نمىبرم ! متوكّل گفت : هم اكنون او را آزاد كن و بگو از من راضى باشد ! پس او را آزاد كردند ، او به دستور ابوالحسن عليه السلام راهى مكه شد و همانجا مجاور