پياده باشند و در پيشاپيش او حركت كنند ! مقصودش از اين دستور آن بود كه ابوالحسن عليه السلام پياده حركت كند ! بنى هاشم و همچنين آن حضرت پياده حركت كردند ، در حالى كه آن حضرت به يكى از مواليانش تكيه داده بود ، هاشميان رو به آن حضرت كردند و گفتند : آقاى ما ! كسى در اين دنيا نيست كه دعايش مستجاب شود تا خدا ما را ( از شرّ اين طاغوت ) باز دارد ؟ !
ابوالحسن عليه السلام فرمود : « در اين عالم كسى هست كه ناخن پايش در نزد خدا عزيزتر از ناقهء قوم ثمود است كه چون پى كردند ، بچه آن شتر به درگاه خدا ناليد ، خداوند فرمود : « سه روز تمام در خانههاى خود از هر نعمتى كه مىخواهيد بهرهمند شويد ، اين يك وعده راست و حقيقى است . » « 1 »
پس از آن در روز سوم متوكّل كشته شد .
نقل كردهاند كه آن حضرت - در حالى كه پيادهروى او را آزرده بود - فرمود :
« بدانيد كه او رحم مرا قطع كرد ، خداوند عمر او را قطع كند ! » . « 2 »
45 - از علي بن جعفر نقل كرده ، مىگويد : مشورتى با متوكّل كردم ، عبيداللَّهبن يحيى رو به من كرد و گفت : خودت را زحمت نده ! از آن جهت كه عمربن ابى فرج اطلاع داد كه وى رافضى ( شيعه ) است ؛ زيرا كه وى وكيل علي بن محمّد عليهما السلام است پس عبيداللَّه به من پيام داد و مرا مطلع ساخت كه وى ( متوكّل ) سوگند ياد كرده است كه مرا از زندان آزاد نكند
هامش
( 1 ) - سورهء هود / 65 .
( 2 ) - اثبات الوصيه : ص 231 .