تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
21 - ابومنصور طبرسى مىگويد : از ابوالحسن ( امام دهم ) عليه السلام راجع به توحيد پرسيدند و گفتند : خداوند همواره تنها بود و هيچ چيز با او نبود سپس همه چيز را نو آفريد و نامهايى را براى خود برگزيد ، و همواره اين نامها و اين حروف با وى قديم بوده است ؟ امام عليه السلام در پاسخ نوشت : « خداوند همواره بوده است سپس آنچه را كه اراده فرمود ، هستى بخشيد . هيچ چيز مانع از قضاى او و هيچ كس را ياراى جلوگيرى از فرمان او نيست ، اوهام پندارگرايان از درك حقيقت او 2 ناتوان و نگرش نگرندگان از ديدن تجليات او قاصر ، و اوصاف وصف كنندگان و سخنان بيهوده گويان از دريافت شگفتى كار او بر باد است ! و يا از رسيدن به جايگاه والاى او از هم پاشيده است . زيرا كه او در موضع نامتناهى و در جايگاهى است كه به اشارهء چشمها و در هيچ عبارتى نگنجد ، هيهات ، هيهات ! » . « 1 » 22 - مسعودى به اسناد خود از حميرى به نقل از فتح‌بن يزيد گرگانى آورده است مىگويد : وقتى كه او را از مدينه مىآوردند در بين راه به هم رسيديم ، در قسمتى از راه شنيدم كه مىفرمود : « هر كه از خدا بترسد ، مردم از او بترسند و هر كه از خدا اطاعت كند ، مردم مطيع او گردند و آهسته آهسته رفتم تا نزديك و نزديكتر شدم پس به آن حضرت سلام دادم و جواب سلام مرا داد و بى مقدمه فرمود : « اى فتح ! هر كه از خدا اطاعت كند ، باكى از خشم مخلوق ندارد و هر كه خدا را به خشم آورد ، سزاست كه خداوند خشم مردم را متوجه او
هامش
( 1 ) - احتجاج : 2 / 250 .